رمان پارت۹ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک
رمان پارت۹ اسم:عشق مخفیانه جونگ کوک
که همه حتی داداش نا تنیت گفتن
امشب دیگه کنترول ندارم
و بعد همه چپ چپ هم دیگه رو نگاه می کردن
چاگیا:چتونه شما هااااااا
همه:هیچی
بیاید شام رو ببرید رو میز غذا سرد می شه ها
همه وسایل رو آوردن
داداش ناتنیت گفت که بادیگارد ها برن بیرون که راحت تر شام بخورید جا نبود تو وسط جونگ کوک و برادر ناتنیت نشستی و خیلی خجالت کشیدی
غذا نودل و کیمچی بود
همه در حال غذا خوردن که تو سوکوت رو شه کستی
چاگیا:راستی چرا گفتید من امش کنتورولی روی خودم ندارم؟(کیوت و با دهن پر)
جونگ کوک:دختر بیا دور لبت کثیف شده با دستمال پاک کرد
چاگیا:جواب سوال رو بدین زود
برادر ناتنیه ا/ت رو بر/ات می نویسم
بر/ات:خوب من که داداش واقعیت نیستم و همه ما پسریم و نسبتی باهات نداریم خوب؟
چاگیا :خوب
برا/ات:ما می خوایم باهات یک بازی خوب کنیم
چاگیا:چه بازی
(تسبیحاتون رو در بیارید اسمات داره 😂👌)
گزارش هم نکن ترو خدااااا
پارت بعدی اسماته حواستون باشه که گزارش ندین من دارم زحمت می کشم😂
ادامه پارت بعدی
که همه حتی داداش نا تنیت گفتن
امشب دیگه کنترول ندارم
و بعد همه چپ چپ هم دیگه رو نگاه می کردن
چاگیا:چتونه شما هااااااا
همه:هیچی
بیاید شام رو ببرید رو میز غذا سرد می شه ها
همه وسایل رو آوردن
داداش ناتنیت گفت که بادیگارد ها برن بیرون که راحت تر شام بخورید جا نبود تو وسط جونگ کوک و برادر ناتنیت نشستی و خیلی خجالت کشیدی
غذا نودل و کیمچی بود
همه در حال غذا خوردن که تو سوکوت رو شه کستی
چاگیا:راستی چرا گفتید من امش کنتورولی روی خودم ندارم؟(کیوت و با دهن پر)
جونگ کوک:دختر بیا دور لبت کثیف شده با دستمال پاک کرد
چاگیا:جواب سوال رو بدین زود
برادر ناتنیه ا/ت رو بر/ات می نویسم
بر/ات:خوب من که داداش واقعیت نیستم و همه ما پسریم و نسبتی باهات نداریم خوب؟
چاگیا :خوب
برا/ات:ما می خوایم باهات یک بازی خوب کنیم
چاگیا:چه بازی
(تسبیحاتون رو در بیارید اسمات داره 😂👌)
گزارش هم نکن ترو خدااااا
پارت بعدی اسماته حواستون باشه که گزارش ندین من دارم زحمت می کشم😂
ادامه پارت بعدی
- ۹۲۳
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط