شب تولدم
شب تولدم
پارت 49
فصل دوم
پارت 20
ات: میخوام زنش بشم دیگه خسته شدم
کلی: عروسی داریم هوووو
نیلا: عام میخواستیم فردا صب بریم پیادروی که ات چجوری میخواد بیاد
ات: چه ربطی داره
کلی: هنرمند تو چقدر بچه پاکی وقتی دخترونگیت رو از دست بدی اونم با جونگ کوک به نظرت میتونی بعد راه بری؟
ات: نمیتونم
نیلا: نه دردت میگیره
جیمین: میگم اینا از ما بیشتر بلدن(خنده)
ات: حالا چیکار کنیم کوک
جونگ کوک: اگه نخوای انجام نمیدیم پرنسسم
ات: نه من صب نمیام
جونگ کوک: من سعیمو میکنم که تا صب خوبت کنم پرنسسم
تهیونگ: کلی تو قصد نداری دخترونگیتو بزاری کنار
کلی: نهه
جیمین: تهیونگ داداش(خنده)
جونگ کوک: بچم یکم زیادی رک تهیونگ نمیخوای بری دنبال کلی
تهیونگ: خودش میاد
ات: جونگ کوک گوشیم دست تو داره زنگ میخوره میدیش
جونگ کوک: عا بله بله بفرمایید
ات: الو سلام داداش خوبی
................
ات: بد نیستم چخبر چیکار میکنی
................
ات: خب خوبه جات خالی اینجا خیلی خوبه
................
ات: اره یک مسافرت هم باهم میریم
................
ات: باشه عزیزم خدافظ
جونگ کوک: تهیون چی میگه
ات: هیچ حالمو پرسید
جونگ کوک: اوم
جیمین: بچه ها حوصلم
جونگ کوک: بریم یکم استراحت کنیم شب میخوایم بریم ساحل
جیمین: باشه(خنده)
ویو جونگ کوک:
رفتیم داخل اتاق لباسمو در اوردم
ات: اخ دستم
جونگ کوک: چیشد (نگران)
ات: هیچی دستم خورد به لبه کمد زخم شد اوف میسوزه
جونگ کوک: بده بوس کنم دستتو
ات: نه خوب میش.....
پارت 49
فصل دوم
پارت 20
ات: میخوام زنش بشم دیگه خسته شدم
کلی: عروسی داریم هوووو
نیلا: عام میخواستیم فردا صب بریم پیادروی که ات چجوری میخواد بیاد
ات: چه ربطی داره
کلی: هنرمند تو چقدر بچه پاکی وقتی دخترونگیت رو از دست بدی اونم با جونگ کوک به نظرت میتونی بعد راه بری؟
ات: نمیتونم
نیلا: نه دردت میگیره
جیمین: میگم اینا از ما بیشتر بلدن(خنده)
ات: حالا چیکار کنیم کوک
جونگ کوک: اگه نخوای انجام نمیدیم پرنسسم
ات: نه من صب نمیام
جونگ کوک: من سعیمو میکنم که تا صب خوبت کنم پرنسسم
تهیونگ: کلی تو قصد نداری دخترونگیتو بزاری کنار
کلی: نهه
جیمین: تهیونگ داداش(خنده)
جونگ کوک: بچم یکم زیادی رک تهیونگ نمیخوای بری دنبال کلی
تهیونگ: خودش میاد
ات: جونگ کوک گوشیم دست تو داره زنگ میخوره میدیش
جونگ کوک: عا بله بله بفرمایید
ات: الو سلام داداش خوبی
................
ات: بد نیستم چخبر چیکار میکنی
................
ات: خب خوبه جات خالی اینجا خیلی خوبه
................
ات: اره یک مسافرت هم باهم میریم
................
ات: باشه عزیزم خدافظ
جونگ کوک: تهیون چی میگه
ات: هیچ حالمو پرسید
جونگ کوک: اوم
جیمین: بچه ها حوصلم
جونگ کوک: بریم یکم استراحت کنیم شب میخوایم بریم ساحل
جیمین: باشه(خنده)
ویو جونگ کوک:
رفتیم داخل اتاق لباسمو در اوردم
ات: اخ دستم
جونگ کوک: چیشد (نگران)
ات: هیچی دستم خورد به لبه کمد زخم شد اوف میسوزه
جونگ کوک: بده بوس کنم دستتو
ات: نه خوب میش.....
- ۱.۶k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط