32 | P a g e
32 | P a g e
_ندیدی داشتم شیرش میدادم؟
_آلفات کجاست؟
جونگکوک نیشخندی زد و درحالی که سر توله اش رو نوازش میکرد، با لحنی
عصبی غرید:
_رهام کرد! با من خوابید و بعد از باردار کردنم، من رو با توله ام رها کرد!
ژنرال اخم محوی کرد، از لهجهی پسرک حدس میزد که کره ای نباشه، در
نتیجه با زیرکی و همونطور که سعی در آنالیز کردن تک تک حرکات امگا
داشت، پرسید:
_ژاپنی هستی؟
جونگکوک تغییری توی صورتش ایجاد نکرد و بدون باال آوردن سرش و جویا
شدن اینکه مرد چطور متوجهش شده، با نیشخندی که از روی لبش کنار
نرفته بود، لب زد:
_من چیزی جز توله ام برای از دست دادن ندارم ولی خب... آره، ژاپنی ام.
_ندیدی داشتم شیرش میدادم؟
_آلفات کجاست؟
جونگکوک نیشخندی زد و درحالی که سر توله اش رو نوازش میکرد، با لحنی
عصبی غرید:
_رهام کرد! با من خوابید و بعد از باردار کردنم، من رو با توله ام رها کرد!
ژنرال اخم محوی کرد، از لهجهی پسرک حدس میزد که کره ای نباشه، در
نتیجه با زیرکی و همونطور که سعی در آنالیز کردن تک تک حرکات امگا
داشت، پرسید:
_ژاپنی هستی؟
جونگکوک تغییری توی صورتش ایجاد نکرد و بدون باال آوردن سرش و جویا
شدن اینکه مرد چطور متوجهش شده، با نیشخندی که از روی لبش کنار
نرفته بود، لب زد:
_من چیزی جز توله ام برای از دست دادن ندارم ولی خب... آره، ژاپنی ام.
- ۱۲۸
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط