{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'

'
تو رها در من و من محو سراپای توام
تو همه عمر من و من همه دنیای توام

دل و جان تو گرفتار نگاه من و من
بس پریشان رخ و صورت زیبای توام

دلم از شوق تو لبریز و تو دیوانه من
ای تو دیوانه من، عاشق و شیدای توام

دل تو صید کمند خم ابروی من است
من که مجنون تو و واله لیلای توام

نروم لحظه ای از خواب و خیال تو عزیز
من دما دم همه وقت غرقه رویای توام

تو گل باغ من و مرغ هوایم شده ای
من دلباخته نیز ماهی دریای توام

تو و جنجال و هیاهوی به پا گشته ز عشق
من که رسوا شده از این همه غوغای توام

هر چه هستی من و هستم همه تو
تو در آئینه و من رو به تماشای توام

تو ربودی دل زرین و عجب نیست مرا
روز و شب در پی آن رهزن دلهای توام
دیدگاه ها (۴)

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

ﻟﺐ ﺩﺭﻳﺎ، ﻧﺴﻴﻢ ﻭ ﺁﺏ ﻭ ﺁﻫﻨﮓ،ﺷﻜﺴﺘﻪ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﺝ ﺑﺮ ﺳﻨﮓﻣﮕﺮ ﺩﺭﻳﺎ ...

٭ می روم از دل سنگت، نفسی تازه کنیتا جهـــان را ، به بلـــند...

سراب رد پای تو ، کجای جاده پیدا شد ؟کجا دستاتو گم کردم ..که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط