{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از عشق بگو! گفت که حالت خوب است؟!

گفتم از عشق بگو! گفت که حالت خوب است؟!
بس کن از عشق نگو! فتنه ی شهرآشوب است!

گفتم انصاف تو را شُکر! چرا بی رحمی؟!
گفت: عاشق همه جا عنصرِ نامطلوب است!

گفتم آخر تو چه از عشق خبر داری؟ ها؟!
عاشقی شیوه ی رندانِ "اَبَر ایّوب" است!

آسمان، بار امانت ... تو که ناآگاهی!
قرعه ی فال به نامِ دلِ من مکتوب است!

بغض آمد، نمِ اشکی وُ سپس افشا کرد:
تا ابد، قلب من از رفتنِ او معیوب است!
دیدگاه ها (۸)

ﮔﻔﺘﻢ ﻓﺪﺍﯼ ﭼﺸﻤﺖ قَدری ﺭﻃﺐ ﻧﺪﺍﺭﯼﮔﻔﺘﺎ مگر ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑـﺮ ﺭﻭﯼ ﻟﺐ ﻧﺪﺍﺭ...

بس که دل از دوریت غمگین و تنها مانده است از تو تصویری فقط...

بغض نمی کنم برو، به أشک پشت پا قسم به گریه های هر شبم، به ع...

@رنگ موهای تو در نور، طلایی شده است دوستت داشتن ای ماه، بلای...

#pain #P⁶³+این مدت همه چیز خوب بوده اما حالا پدرم فهمیده. وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط