حال لحظه ای که در یک مجلس ختم خنده ات میگیرد

حالِ لحظه ای که در یک مجلس ختم ، خنده ات میگیرد
حالِ لحظه ای که پشت فرمان به پیچ جاده میرسی و دلت زمزمه میکند که اینبار پیچ را نپیچ
حالِ لحظه ای که خنده های غیر واقعی ات لو میرود و همه با تعجبی وحشتناک نگاهت میکنند
حالِ لحظه ای که حتی شبِ لامصب را هم دیگر کسی به تو شب بخیر نمیگوید
حالِ لحظه ای که میفهمی گوشی ات را شش روز به شش روز شارژ میکنی
حالِ لحظه ای که درمیابی همه خواستنی هایت یا مرده اند ، یا رفته اند ...
حالِ لحظه ای که میدانی تا شش ثانیه ی دیگر چه کاری بکنی و نکنی بغض ات خواهد ترکید
حالِ لحظه ای که متوجه میشوی که حتی اگر نخواهی شروع هم بکنی ، آخرش بازنده ای

هر کدام از این لحظه ها به تنهایی گویای همه ی آن چیزی است که درونت را دارد ویران میکند ، ویرانی ای که فقط و فقط خودت میدانی به چه اندازه بزرگ و وحشتناک است


# No Copy
دیدگاه ها (۷)

خیلی بَد دلت #هیچی نخواد..با هیچی دیگ سر حال نمیشمشرایط مذخر...

#صادق

دست من نیستدست تو که هیچ وقت نبودپس دست کیه...#مهراد #هیدن

ب خودت میای میبینی داری با آهنگا زندگی میکنیهه ..

نامه ای برای احساساتم/پارت اول

نامه ای برای احساساتم/پارت سوم

تکپارتی از هان: (وقتی بارداری و....) امروز روزی بود که فهمید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط