{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
نباید کسی بفهمد
دل و دستِ این خسته‌ی خراب
از خوابِ زندگی می‌لرزد.
باید تظاهر کنم حالم خوب است
راحت‌ام، راضی‌ام، رها..
راهی نیست.
مجبورم!
باید به اعتمادِ آسوده‌ی سایه به آفتاب برگردم. .
.
#سید_علی_صالحی

#بـآرُونـَکـ
دیدگاه ها (۱)

سکـآنس اول لبخند .. سکـآنس بعد نـآلمــو دیـد سکـآنس بعـد جـ...

چه کم توآن شدم ..حتی توآنه زندگی کردنم ندآرم ..یه دیوونه در ...

سَـرنِـوِشت چِشـآش کُـورِهـ نِمیـبـیـنِه .. زَخـمِ خَنجَـرِش...

حِسِـه بَـدیِـه هَـرشَـب سَـردَرد بَـدخـوآب .. آرُووم ، وَلـ...

عجیب است که فصل‌ها، پیش از آنکه روی زمین بنشینند، در دلِ آدم...

عجیب است که فصل‌ها، پیش از آنکه روی زمین بنشینند، در دلِ آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط