قرار بود دیروز بدم دیگه به خاطر تکالیف زیاد نشدولی الان
(قرار بود دیروز بدم دیگه به خاطر تکالیف زیاد نشد🤧ولی الان میدم😃)
رمان: زندگی شیطانی😈: فصل اول: پارت ۴
از زبان سونیک:
اگه دستم به اون دو تا شیطان برسه کبابشون میکنم😠چطور جرعت کردن عا*شق امی من بشن؟!(امی تو؟ 😑)
*صدای راه رفتن دو نفر*(همون دارک و فیلیتوی)
نشونشون میدم😈
از زبان فیلیتوی:
فیلیتوی: دارک... میشه تو اول بری؟ 😓*ترس*
دارک:*قورت دادن آب دهن*باشه
دارک اول رفت و تیلز رو دید
تیلز ترسید و خواست سونیک رو صدا بزنه همون لحظه نزدیک بود غش کنم اما دارک جلوش دهن تیلز رو گرفت و با چاقوش روی پیشونیش یه زخم ریز درست کرد
دارک: اگه حرف دیگه ای بزنی این زخمو عمیق تر میکنم
تیلز: هم هم(باشه باشه)
دارک دستشو از دهن تیلز ور داشت اما...
تیلز: سسسسسسسسسووووووووونننننننننیییییییییییییککککککککک
دارک دهنشو گرفت بعدش ولی من غش کرده بودم🫨
از زبان دارک:
وای فیلیتوی غش کرد😱........ وایسا چرا احساس میکنم یکی پشت سرمه؟؟ 😳
از زبان سونیک:
الان وقتشه...
سونیک: چطوری دارک؟
دارک: یااااا حضرت خارپشت شیطانییییییی(از دست رفت🤣)
امی میاد جلوم وایمیسه
امی: من آوردمشون اینجا!
سونیک: چرا آوردیشون میدونی که اینا دشمنای منن!
امی: چون کمک می خوان که هم به نفع مایه هم اونا
سونیک: چه کمکی؟
امی: سونیک exe اومده گرین هیلز اگه پیداش نکنیم همه رو میکشه!
از زبان دارک:
نزدیک فیلیتوی شدم و با دستم تکون تکونش دادم
دارک: پاشو فیلیتوی پاشو دیگه!
فیلیتوی: هاه... من بیدارم... چی شد؟ 😵💫
دارک: هیچی هنوز جواب ندادن
سونیک: باید مشورت کنیم...
ادامه دارد...
(نظر یادت نره😝)
رمان: زندگی شیطانی😈: فصل اول: پارت ۴
از زبان سونیک:
اگه دستم به اون دو تا شیطان برسه کبابشون میکنم😠چطور جرعت کردن عا*شق امی من بشن؟!(امی تو؟ 😑)
*صدای راه رفتن دو نفر*(همون دارک و فیلیتوی)
نشونشون میدم😈
از زبان فیلیتوی:
فیلیتوی: دارک... میشه تو اول بری؟ 😓*ترس*
دارک:*قورت دادن آب دهن*باشه
دارک اول رفت و تیلز رو دید
تیلز ترسید و خواست سونیک رو صدا بزنه همون لحظه نزدیک بود غش کنم اما دارک جلوش دهن تیلز رو گرفت و با چاقوش روی پیشونیش یه زخم ریز درست کرد
دارک: اگه حرف دیگه ای بزنی این زخمو عمیق تر میکنم
تیلز: هم هم(باشه باشه)
دارک دستشو از دهن تیلز ور داشت اما...
تیلز: سسسسسسسسسووووووووونننننننننیییییییییییییککککککککک
دارک دهنشو گرفت بعدش ولی من غش کرده بودم🫨
از زبان دارک:
وای فیلیتوی غش کرد😱........ وایسا چرا احساس میکنم یکی پشت سرمه؟؟ 😳
از زبان سونیک:
الان وقتشه...
سونیک: چطوری دارک؟
دارک: یااااا حضرت خارپشت شیطانییییییی(از دست رفت🤣)
امی میاد جلوم وایمیسه
امی: من آوردمشون اینجا!
سونیک: چرا آوردیشون میدونی که اینا دشمنای منن!
امی: چون کمک می خوان که هم به نفع مایه هم اونا
سونیک: چه کمکی؟
امی: سونیک exe اومده گرین هیلز اگه پیداش نکنیم همه رو میکشه!
از زبان دارک:
نزدیک فیلیتوی شدم و با دستم تکون تکونش دادم
دارک: پاشو فیلیتوی پاشو دیگه!
فیلیتوی: هاه... من بیدارم... چی شد؟ 😵💫
دارک: هیچی هنوز جواب ندادن
سونیک: باید مشورت کنیم...
ادامه دارد...
(نظر یادت نره😝)
- ۱.۳k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط