رمان زندگی شیطانی فصل اول پارت
رمان: زندگی شیطانی😈: فصل اول: پارت ۳
از زبان دارک🖤:
فیلیتوی از روم بلند شد و دستمو گرفت تا بلند شم
امی: دارک؟ خوبی؟(نویسنده: تازه یادش اومد😑)
دارک: وایسا تو منو میشناسی؟
امی: آره!
فیلیتوی: منو چی؟
امی: آ-آره الان یادم اومد
فیلیتوی: شکر شیطان😮💨
دارک: تو میدونی exe کجاست؟
امی: قبل اینکه شما ها بیاین با یه حلقه قرمز رفت
فیلیتوی: عالی شد:/
دارک: میدونی کجا رفت؟
امی: یه چیزی از خونه... خونه سونیک گف انگار می خواد بره اونجا
فیلیتوی:*توی گوش دارک*میدونی اگه بریم سونیک ج*رمون میده؟
دارک:*در گوش فیلیتوی*میدونم اما تنها راهه
فیلیتوی:*همچنان در گوش دارک*پس من نمیام
دارک: باید بیای*همچنان در گوش فیلیتوی*
فیلیتوی: اگه نیام چی؟ 😒*بازم در گوش دارک*
دارک: ایندفعه رو به خاطر من بیا*بازم در گوش فیلیتوی*
فیلیتوی:*لحظه ای فکر*باشه*کلافه*
دارک: ایول! امی ما آماده ایم!
امی: خوبه!
از زبان راوی:
امی و دارک و فیلیتوی به سمت خونه سونیک حرکت میکنند و وقتی میرسند...(کی گفته بقیه شو میگم😝تا همین چا هم بسه😁)
ادامه دارد...
(کامنت و لایک یادت نره💖☺️)
از زبان دارک🖤:
فیلیتوی از روم بلند شد و دستمو گرفت تا بلند شم
امی: دارک؟ خوبی؟(نویسنده: تازه یادش اومد😑)
دارک: وایسا تو منو میشناسی؟
امی: آره!
فیلیتوی: منو چی؟
امی: آ-آره الان یادم اومد
فیلیتوی: شکر شیطان😮💨
دارک: تو میدونی exe کجاست؟
امی: قبل اینکه شما ها بیاین با یه حلقه قرمز رفت
فیلیتوی: عالی شد:/
دارک: میدونی کجا رفت؟
امی: یه چیزی از خونه... خونه سونیک گف انگار می خواد بره اونجا
فیلیتوی:*توی گوش دارک*میدونی اگه بریم سونیک ج*رمون میده؟
دارک:*در گوش فیلیتوی*میدونم اما تنها راهه
فیلیتوی:*همچنان در گوش دارک*پس من نمیام
دارک: باید بیای*همچنان در گوش فیلیتوی*
فیلیتوی: اگه نیام چی؟ 😒*بازم در گوش دارک*
دارک: ایندفعه رو به خاطر من بیا*بازم در گوش فیلیتوی*
فیلیتوی:*لحظه ای فکر*باشه*کلافه*
دارک: ایول! امی ما آماده ایم!
امی: خوبه!
از زبان راوی:
امی و دارک و فیلیتوی به سمت خونه سونیک حرکت میکنند و وقتی میرسند...(کی گفته بقیه شو میگم😝تا همین چا هم بسه😁)
ادامه دارد...
(کامنت و لایک یادت نره💖☺️)
- ۱.۲k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط