هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم
هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، مغزم قبول نمیکنه و حرفا و دروغاتو یادم میاره و خاطراتِ باهم بودنمون ، نبودت رو به رُخم میکشه ...
یه جا خونده بودم فراموشیِ کسی که مدتی باهاش بودی ، حداقل هفت ، هشت ماه زمان میبره ، و من واقعا اسیر شدم تو این عدمِ فراموشی ..
کاش از یادم بری ... چون نه تنها دیگران ، بلکه مغز و روح خودم هم قلبم رو به خاطرِ به یاد آوردنت سرزنش میکنن ... خسته شدم از این همه پیگیر بودنم ... چک کردن هر روزِ پروفایل و پیجت رنجم میده ، اما نمیتونم ازش دست بردارم ...
چیکار کردی با من ؟
چرا از یادم نمیری ؟
چرا این عادتِ بودنت دست از سرم برنمیداره لعنتی ؟
ولی میدونی ... فهمیدم قدرت عادت و وابستگی خیلی از عاشقی بیشتره ... چون تو خیلی راحت رفتی و منو سپردی ب بخشی از خاطراتت ...
به هر حال ؛ این آخرین نوشتهی من باشه به یادگار ... به امید روزی که فراموشت کرده باشم و اصلا یادم نیاد این متن رو برای کی نوشتم ...
نادیا _
۴۰۵/۶/۶
یه جا خونده بودم فراموشیِ کسی که مدتی باهاش بودی ، حداقل هفت ، هشت ماه زمان میبره ، و من واقعا اسیر شدم تو این عدمِ فراموشی ..
کاش از یادم بری ... چون نه تنها دیگران ، بلکه مغز و روح خودم هم قلبم رو به خاطرِ به یاد آوردنت سرزنش میکنن ... خسته شدم از این همه پیگیر بودنم ... چک کردن هر روزِ پروفایل و پیجت رنجم میده ، اما نمیتونم ازش دست بردارم ...
چیکار کردی با من ؟
چرا از یادم نمیری ؟
چرا این عادتِ بودنت دست از سرم برنمیداره لعنتی ؟
ولی میدونی ... فهمیدم قدرت عادت و وابستگی خیلی از عاشقی بیشتره ... چون تو خیلی راحت رفتی و منو سپردی ب بخشی از خاطراتت ...
به هر حال ؛ این آخرین نوشتهی من باشه به یادگار ... به امید روزی که فراموشت کرده باشم و اصلا یادم نیاد این متن رو برای کی نوشتم ...
نادیا _
۴۰۵/۶/۶
- ۶۹
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط