{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی یه سری چیزا سخت میشه،

یه وقتایی یه سری چیزا سخت میشه،
یه شبایی انقدر فکر می کنی که گیج میشی...
شایدم نخوای، ولی نتونی، اونقدر نتونی که کل لحظه ها فکر کنی به چیزایی که گذشته حرفایی که زده شده اتفاقایی که افتاده...
شایدم از بعضی حرفا دلخور باشی از یه سری چیزا ناراحت اما میگی اشکال نداره. با این که ناراحتی اما دم نمیزنی چون چیز بهتری تو قلبت هست که اونا زیاد اهمیت نداره برات...
یه زمان هایی انقدر غرق فکر کردنت میشی که همه چیو یادت میره، اما همش می خوای فکر کنی... چون این فکر کردنه رو دوس داری شایدم یه جورایی بهت ارامش میده...
با خودتم میگی کاش یه سری چیزا رو میدونست ،
کاش میدونست دلتنگی یه سری وقتا خیلی فشار میاره ...
سخته هر روز رو با فکر و خیال گذرندنو دلتنگ بودن :)
این یه بخش داستانه، بخش دیگش میشه خاطراتی که بوده خوده فکر کردن به اونا هم دیگه یا خنده به لبت میاره یا اشکاتو سرازیر می کنه... خاطراتی که شایدم زمان زیادی از افتادنشون نگذشته باشه، یه حرفا یه تیکه کلام ها، خلاصه همه چی...
:)
دیدگاه ها (۶)

رها🦋 یه وقتایی تو زندگی مجبور میشی تصمیم بگیری چیزایی که خیل...

آدم خیلی خسته میشه، کم میاره، یه وقتایی دیگه واقعاً کشش ندار...

💙در نهایت یه روزی يه جايی ميفهمی که هر بحثی ارزش اینو نداره ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

ایدیتو نزاشتم حیف میفهمیدی کثافت کاریای پهلوی رو برا از خودم...

زندگی‌ت کوتاه‌تر از اونیهکه حرومِ فکر کردن به زندگی دیگران ک...

🐻💬~کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویور~س 😭💜💜: «اسپانیایی ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط