Part 2

🖤My dark side🖤
-آ..آرونا؟! تو اینجا چیکار...
-به تو مربوط نیست حالا هم گمشو بیا بیرون از این آسانسور فاکی اصلا توی مقر جئون چه غلطی می کنی دزدیدن محموله های امروز برات کافی نبود؟!
کم پیش میومد که دختر مو شرابی عصبانی بشه و اگه می شد همه حضار از صحنه خارج می شدن تهیونگ هم خوب اینو می دونست
-آروم تر هانی یکم ملایم تر برخورد کن بعدم اینجا جای خوبی برای بیبی گرل های کیوت نیست
دستش رو برد جلو تا نوک بینی آرونا رو لمس کنه اما بلافاصله انگشتش پیچونده شد و درد فجیحی توی دستش احساس کرد
-دست های کثیفت رو که به اون هرزه ها زدی حق نداری به من بزنی کیم تهیونگ
-اما من خوب یادمه که اون وقتا چطور التماسم می کردی که لمست کنم بیبی
با صدای بم در گوش دختر زمزمه کرد. با یاد آوری اون خاطرات فقط عطش درونیش برای انتقام بیشتر شد.ثانیه ای بعد ده ها تفنگ تهیونگ رو نشانه گرفته بودند
-می بینم که اومدی تو دهن شیر کیم
جئون جونگ کوک گفت و پوزخندی مهمون لب هاش شد
-اون کسایی که امروز ازت چیز دزدیدن به منم حمله کردن اومدم اینجا تا هم حرف بزنیم
-من هیچ حرفی با تو ندارم الانم تا یه گلوله حرومت نکردم گورتو از اینجا گم کن
-خیلی خب باشه فشار نخور
چشمکی زد و بعد عقب عقب رفت تا به آسانسور رسید ولی همزمان با دینگ نشون دهنده رسیدن آسانسور دستش رو انداخت زیر گلوی آرونا و کشیدش سمت خودش و چاقویی زیر گلوش گذاشت
-حالا نظرت چیه جئون؟
جونگ کوک مطمئن بود که دختر می تونه خودش رو نجات بده اما شاید بد نبود گفت و گویی با تهیونگ داشته باشه به هر حال دشمن قسم خوردش بدون هیچ محافظی اومده بود! تا لب هاش از هم فاصله گرفتن که چیزی بگه کفش آرونا محکم با وسط پای تهیونگ برخورد کرد هیسی از روی درد کشید دختر خودش رو بیرون کشید اما با این کارش باریکه ای از خون گرم گردنش رو تزیین کرد
-تو هنوز منو نشناختی متاسفانه من دیگه اون دختر ساده لوح چند سال پیش نیستم!
پوزخندی زد و خون روی گردنش رو پاک کرد
-تا نظرم عوض نشده گم شو توی دفترم کیم و تو برو زخمت رو ببند تا بیشتر از این خون نیومده
دختر چشمی گفت و با جیمین رفت تا زخمش رو پانسمان کنه

پایان پارت دوم✨


ببخشید خیلی دیر شد دیگه خودتون می دونید نت پوکیده بود
دیدگاه ها (۲)

Part 3

Part 4

Part 1

سلاااام

𝑭𝒓♡𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part¹³" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط