{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر کردی بی وفا دیگر گذشت آب از سرم

دیر کردی بی وفا دیگر گذشت آب از سرم
دارم این دیوانگی ها را به پایان می برم

آمدی جانم به قربانت، به قدری دیر که
من به فکر عاشقی در یک جهان دیگرم

خاطرت آسوده، من اهل خیانت نیستم
بعد تو با خاطرات و یاد تو هم بسترم

از تو هر چیزی نوشتم شعرهایی خیس شد
چند خط باران فقط جا داده ام در دفترم

لحظه ای از دل نرفت آنکس که رفت از دیده ام
با امید دیدن تو فال حافظ می خرم

بودی و همراه تو تنهایی ام پر رنگ شد
عاشقم کردی بدانم از خودم تنهاترم

عشق در چشمان من یک ابر باران جاگذاشت
از تو نام نازنینت مانده روی دخترم

#علی_صفری
دیدگاه ها (۲)

دیر ڪردے بی‌وفا دیگر گذشت آب از سرمدارم این دیوانگی‌ها را به...

رمان زیر نور خاموش سئول.. آن شب باران قطع نشد.سئول زیر نور چ...

مدهبی

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

فاطمه پالیزبان، کارگردان فیلم کوتاه، جایزه خود در جشنواره بی...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بیاد خودکارهای بیک#قدیمی#یادش‌بخیر

𝂭 🤍 𝁑 𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 #𝗀𝗀𝗀 𝐂𝗋𝖺𝗓𝗒 얹‌‌‌________________________________...

برا چه سریالیهههههه؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط