{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاش اگر بودم...

نقاش اگر بودم...
تو را در آغوش میکشیدم...
حمید امجدی
دیدگاه ها (۲)

همراهبسیار است ،اما همدمی نیستمثل تمام غصه ها ،این هم غمی نی...

تعصب ، چشم های بینا را نابیناو گوش های شنوا را ناشنوا می کند...

مادری به دخترش میگفت :هر زمان خواستی قلبتبیرون از بدنت بتپد ...

گفته بودم ،بعد ازین باید فراموشش کنم..!دیدَمَش...وز یاد بردم...

همیشه‌ یه نقاش بودم هیچ وقت یه اثر هنری نبودم همیشه باهوش بو...

غرق‌بودم‌درلجن‌زار‌گناه . . .هیچ‌کس‌کاری‌نکرد؛اماحسین،روی‌من...

الهی فدای اون تیپ و قیافه مهربون و خندونت

کمک

گفت اگر کلمه بودم؟گفتم امن، نور، آغوش، وطن، امید، حس زندگی، ...

تو دکتر بازی بچگی هم آمپول زدن کار من نبود، من اکثرا داشتم ک...

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط