آبادانيه اعصابش خورد بود
آبادانيه اعصابش خورد بود
دوستش گفت کا خو چته؟
گفت آخه مامانم مريضه بايد عمل بشه اگه نبرمش دکتر ميميره
منم پولامو جمع کرده بودم عينک ريبن بخرم
حالا نميدونم چه کنم.
عينک بخرم يا مامانمو ببرم دکتر.
دوستش يه کم فکر ميکنه ميگه:
ولي خودمونيما عينک ريبن با پيرهن مشکي خيلي بهت مياد...
دوستش گفت کا خو چته؟
گفت آخه مامانم مريضه بايد عمل بشه اگه نبرمش دکتر ميميره
منم پولامو جمع کرده بودم عينک ريبن بخرم
حالا نميدونم چه کنم.
عينک بخرم يا مامانمو ببرم دکتر.
دوستش يه کم فکر ميکنه ميگه:
ولي خودمونيما عينک ريبن با پيرهن مشکي خيلي بهت مياد...
- ۱.۲k
- ۱۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط