{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو ساعت بود زل زده بودم به دریاچه...

دو ساعت بود زل زده بودم به دریاچه...
بعد فهمیدم دریاچه‌ای در کار نبوده؛
داشتم به دیوار همسایه نگاه می‌کردم!

بعضی وقت‌ها
آدم آن‌قدر غرقِ فکرهایش می‌شود،
که حتی دیوار هم برایش
دریا به نظر می‌رسد...
دیدگاه ها (۰)

یکی بود...که دوستم نداشت.شب، آن‌قدر طول کشیدکه انگارصبح هم د...

مگر می‌شود نیایی...وقتی تمامِ راه‌هابه نامِ تو ختم می‌شوند،ن...

مگر می‌شود نیایی...وقتی تمامِ راه‌هابه نامِ تو ختم می‌شوند،ن...

مگر می‌شود نیایی...وقتی تمامِ راه‌هابه نامِ تو ختم می‌شوند،ن...

وقتی بزرگ‌تر می‌شی، تازه می‌فهمی دردناک‌ترین زخم‌ها رو همیشه...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط