{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو منو دوست داری؟

تو منو دوست داری؟

پارت ۴


ویو انیا

توی کلاس بودم منتظر بکی حدود نیم ساعته که نیومده رفتم پایین که ببینم اومده که ناگهان...

ویو دامیان

میخواستم برم بالا کله صورتی داشت میرفت پایین که ناگهان کله صورتی حواس پرت افتاد روم ( مثل همیشه قرمز 😀)

انیا: اوم.... ببخشید

دامیان : حواستو جمع کن ( همچنان قرمز😀و با داد)

بکی همان لحضه امده صحنه را دیده و عکس گرفته 🤣🤣🤣

ویو داخل کلاس

سنسی : بچه ها شما دو دانش اموز جدید دارید بیاید تو بچه های گلم

اولی : سلام من... انیسا.. د..چیز فرانکی هستم.

دومی : سلام من... دامیار فرانکی هستم


سنسی : انیسا شما پیش بکی و انیا و شما دامیار جلوی دامیان امیل وایون بشینید ، بچه ها برای اینکه تعداد دانش اموزا زیاده و شما نمیتونید راحت درس بخونید پس برید خونه هم مثل قرعه کشی کنید یا بازی کنید که کی برید خونه هم پس.

همه بچه ها :هایییی

زنگ تفریح همه ی بچه نشستند و بازی کردند تا کی برن خونه هم
اول : دامیان
دومین : بکی
سومین :انیا
چهارمین : ایون
پنجمین: امیل
(بچه دامیار انیسا تو ی یک گروه دیگه اند)

ویو انیا

فردا قرار شد بریم خونه دامیان ، دامیان
خیلی شلوغ کرد ولی شکست خورد
من امده شدم ( بچه ها لباسشو میذارم)
من پیاده رفتم رسیدم خونه شون هیچ کس نبود من اولین نفر بودم

انیا : سلام خوبی؟

خدمتکار: س س .. سلام خ وو بم

انیا : چیزی شده ؟؟

خدمتکار : نه اخه خانواده دزموند اصلا به خد متکارا اهمیتی نمیدن و من تعجب کردم که احوال منو پرسیدن

انیا:،به هر حال هر کی به توجه اندازه نیاز داره( با لبخند)

دامیان میاد پایین

انیا : سلام پسر دوم ( با لبخند )

دامیان : سلام بیا بالا ( سرد)

خدمت کار در ذهن : اون خیلی دختر خوبییی ایکاش عروس اینجا باشه نه نه نه پس دیگه...


بچه ها خسته شدم نگران نباشید پارت ۵و۶ رو میدم 💗

اصکی❌
گزارش✔
دیدگاه ها (۵)

تو منو دوست داری ؟پارت ۵(بچه ها اسلاید سوم انیا و بکی )ویو ا...

بچه ها باید بیست تایی بیشیم که ۶ تا پارت دیگه هم بدم🤧🤧

دوستان قشنگه 😀😀رمانم رو میگم

تو منو دوست داری؟پارت ۳ویو دامیان از خودم بدم میاد چرا باید ...

تو منو دوست داری ؟پارت ۶ویو انیامن توی ماشین منتظر دامیان که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط