تو منو دوست داری ؟
تو منو دوست داری ؟
پارت ۱۹
ویو انیا
وارد مدرسه که شدم
بکی: انیا سلام
انیا: سلام چی شده ؟؟
بکی : انیا لوکا میگه دامیان قراره از این مدرسه بره
انیا:چیییی ؟
بکی: مگه به تو نگفته بود دامیان؟؟
انیا:نه ( انقدر مزاحمممم 😕😕)
ویو دامیان
دامیان: انیا ( میدوه سمتش)
انیا: ....... ( تا دامیان میاد سمتش فرار میکنه)
ویو انیسا
دیدم مامان بابا دعوا کردن
انیسا: نههه واسه ی چییی دعوا کردند
دامیار : ابجی چی شده ؟؟
انیسا : مامان بابا دعوا کردند
دامیار : پس تو با مامانی حرف بزن منم با بابایی باشه؟؟
انیسا: باشه
رفتم پیش مامانی و دلداریش دادم حالش بهتر شد و دامیار هم همینطور
ویو انیا
بعد اینکه کلاس تموم شد منتظر اتو بوس موندم تااینکه دامیان اومد
ویو دامیان
با انیا حرف زدم و دردو دل کردیم و همیچیزو توضیح دادم
و منم بغلش کردم 💓💓💖💕
ویو انیا
تو راه برگشت که پیشم بود
انیا: فردا میبینمت 😊😊😊
دامیان: 😏😏
اینم پارت ۱۹
اصکی
گزارش
پارت ۱۹
ویو انیا
وارد مدرسه که شدم
بکی: انیا سلام
انیا: سلام چی شده ؟؟
بکی : انیا لوکا میگه دامیان قراره از این مدرسه بره
انیا:چیییی ؟
بکی: مگه به تو نگفته بود دامیان؟؟
انیا:نه ( انقدر مزاحمممم 😕😕)
ویو دامیان
دامیان: انیا ( میدوه سمتش)
انیا: ....... ( تا دامیان میاد سمتش فرار میکنه)
ویو انیسا
دیدم مامان بابا دعوا کردن
انیسا: نههه واسه ی چییی دعوا کردند
دامیار : ابجی چی شده ؟؟
انیسا : مامان بابا دعوا کردند
دامیار : پس تو با مامانی حرف بزن منم با بابایی باشه؟؟
انیسا: باشه
رفتم پیش مامانی و دلداریش دادم حالش بهتر شد و دامیار هم همینطور
ویو انیا
بعد اینکه کلاس تموم شد منتظر اتو بوس موندم تااینکه دامیان اومد
ویو دامیان
با انیا حرف زدم و دردو دل کردیم و همیچیزو توضیح دادم
و منم بغلش کردم 💓💓💖💕
ویو انیا
تو راه برگشت که پیشم بود
انیا: فردا میبینمت 😊😊😊
دامیان: 😏😏
اینم پارت ۱۹
اصکی
گزارش
- ۲۳۸
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط