{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی گریه کنی ، شعر بخوانی بروی

آمدی گریه کنی ، شعر بخوانی بروی
نامه ای خیس به دستم برسانی بروی

در سلام تو ، خداحافظی ات پیدا بود !
قصدت این بود از اول که نمانی بروی

خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی
شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی

بس نبود این همه دیوانه ی ماهت بودم ؟
دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی ؟

جرم من ، هیچ ندانستنِ از عشق تو بود
خواستی عین قضاتِ همه دانی بروی !

باشد این جان من این تو ؛ بکُشم راحت باش
ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی ...
دیدگاه ها (۰)

فرزندان برخی مسئولین اکثرا در اروپا، آمریکا، استرالیا و کانا...

💙بسم الله الرحمن الرحیم💙هر که روزش با سلامی برحسین(ع) آغاز ش...

محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی و شورا‌های مجلس:طرح ...

✴️ قدیما که ساعت نبوده از این شمع‌ها استفاده میکردن، بعد وقت...

آوا با هق‌هقی که سینه‌اش را می‌درید دست‌های آهنین جونگکوک را...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط