{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی

به که گویم تو نوازشگر دستان منی

به چه سازی بسرایم دل تنهای تو را

به که گویم که تو آهنگ دل و جان منی

گر چه پاییز نشد همدمو همسایه ی من

به که گویم که تو باران زمستان منی

همه رفتند از این شهر و دلم تنها ماند

به که گویم که تو عمریست که مهمان منی

گر چه خورشید سفر کرده ز کاشانه ی ما

به که گویم که تو عمری مه تابان منی❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۱)

ساعت از صفر گذشته عزیزم خوابی؟یا که مثل من آشفته توام بی تاب...

غیر من در دل تو هیچ کسی خاص نشدهیچ کس چون تو به من این همه ح...

خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیرما...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

AR-Lp 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط