{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قول دادے بیایے

قول دادے بیایے
اما نیامدے،
و من عادتم شد ؛
کنار ساحل قدم بزنم
سنگ جمع کنم
براے پرنده‌ها دانه بریزم
و خیال ببافم!
حالا
اندازه‌ے خانه‌اے که نداریم
سنگ جمع کرده‌اَم،
نمےآیے؟
دیدگاه ها (۲۴)

گیتارت را برداربزن بر دردهاے نارستمام من درد است آهنگے نو بن...

بعضے خنده هات انقد گرمن که کل وجودم رو آتیش میزنه؛ پس بخند ت...

رفیق اونیه که وقتے هستحالت خوش باشه ،و وقتےنیست ، یه چیزتوے ...

سلاممممممممصبح بخیر و خوشی دوستان عزیزو با مرام صبحتون پراز ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

مردی در ساحل...[پارت آخر]چند ماه بعد...خانه دیگر شبیه روزهای...

چند پارتی✨مردی در ساحل...[پارت اول]باد آرام، پرده‌های سفید خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط