{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم می خواهد

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگویند و گل بشنوند
هر کس می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ، ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد ، دیگر
« خانه ی دوست کجاست »
دیدگاه ها (۳)

دوستان معجزه زندگیند گاه در اوج غم و غصه ودردیادی از خنده و...

من از فاصله ها دلگیرم بی تواینجا چه غریبانه شبی میمیرم ساعت...

...

...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

دختری که ملکه ی جهنم شد

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۲ | «اولین آشپزی دو نف...

پارت بیست‌وپنجم [فصل اول] | شبِ آرام، فکرهای شلوغ 🌙✨خورشید ک...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط