{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد …
فقط رفت بدون نگاهی که رنگ حسرت داشته باشد …
فقط رفت … فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت : راحت شدم …
دیدگاه ها (۴)

پناهم تویے تڪیہ گاهم توییامید دلِ بےپناهم توییتوگرماےدستم،تو...

چقــدر تنهــاسـت...نویسنــده اے ڪہعاشقـانہ هـایش دسـت بہ دسـ...

خیلی ها میخواهند اول به آسایش و خوشبختی برسند بعد به زندگی ب...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

دوستانی که رمانه عشقه تکرار نشدنی رو نخوندین برای اینکه راحت...

مادربزرگ میگفت :)چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت، قوری‌ چ...

فنجان خالی را کناری گذاشتم . به سیمای روبه رویم نگاهی انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط