{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مترسک گفت: گندم تو گواه باش , مرا برای ترساندن افریدند ام

مترسک گفت: گندم تو گواه باش , مرا برای ترساندن افریدند اما من تشنه عشق پرنده ای بودم که سهمش از من فقط گرسنگی بود....
دیدگاه ها (۴)

فکرت از سرم افتاد, به همین راحتی , نه آسمان به زمین آمد و نه...

دیدن عکست تمام سهم من است ازتو , آنرا هم جیره بندی کرده ام ت...

سلام . دوستای گلم .... حیف نیست محیط به این خوبی ویس رو با م...

سلام سلام . صبح قشنگتون بخیر . روز خوبی رو آغاز کنید , انشا....

دوستت دارم؛ تو گندم زار باران خورده ای.... دوستت دارم ؛مرا د...

« باز آے و دل تنگ مرا مونس جان باشوین سوختہ را محرمـ اســرار...

گوناگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط