{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عذاب

عذاب




پارت ۱۶


ویو ات:
یه گلوله تو مغز اون بی خاصیت خالی کردم تا یاد بگیره ناموس مردم رو دید نزنه
اون مردک دیوونه ی دیگه هم با یه گلوله کشتم ولی اون جن.ده ها انقدر تو فاز بودن اصلا براشون مهم نبود کی.ر دوتا مرده تو ک.ونشونه و اون مرده ها افتاده بودن رو زمین و اون جن.ده ها هم رو کی.رشون بالا و پایین میپریدن(حلالم کنینننن ایده های سم زیادههه😂)
حالم ازشون بهم میخورد کص.کشا
همینطوری داشتم نگاه میکردم و فیلم گرفتم برای کوک فرستادم بعدم که سین زد بهش زنگ زدم:
(مکالمه ی کوک و ات)
-:الو
قضیه ی اون فیلمه چی بود؟
+:اولا اینکه سلامت کو دوما هم اینا همون جن.ده هایین که قرار بود فقط کی.ر تو تو کو.نشون باشه ولی ببین انقدر جن.ده و ک.صمغزن که ک.یر دوتا مرده تو کو.نشونه عین خیالشونم نی فقط دارن بالا و پایین میپرن
-:اشکال نداره گلم ایشالا خودشونو که صد بار گ.اییدم نوبت ننشونم بشه که یاد بگیرن به زن پدرشون احترام بزارن(بچه ها خودمم نفهمیدم چی نوشتم😂🤝🏻)
+:چی میگی؟
-: بیخیال یه گ.وهی خوردم(عه عه دور از تو)
+:باشه بای من برم این جن.ده ها رو با همون کی.رای مرده تو کو.نشون بکشم حداقل یکم لذت ببرن موقع مردن
-:بای گلم
(پایان مکالمه ی کوک و ات)
ویو ات:
قبل از اینکه بکشمشون چشمم به یه اتاق افتاد که خیلی کنجکاو بودم ببینم چی توشن وقتی در اتاقو باز کردم با چیزی که دیدم شوکه شدم و...

ادامه دارد...

سلاممم نمیدونم چی نوشتم انقدر عجله داشتم باید برم یه جایی برای همین هول هولکی شد ببخشید اگه بد شده خیلی ازتون ممنونم من فکر نمیکردم ۴۶ تایی بشیم سپاسگذارم باییییی✨💖👋🏻
دیدگاه ها (۴)

پارت⁸:))

چند پارتی درخواستی

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط