part:37
part:37
(خیلی معذرت میخوام ویسگونم هنگ کرد بود الان ویسگونم بالا اومد و پارت قبلی شرط نرسید اما این پارت باید شرط برسه تا پارت جدید رو بزارم پس لطفاً حمایت کنید 💗)
۵ مین بعد
اپرا:تا پنج دقیقه دیگه مسابقه شروع خواهد شد پس راننده ها ماشین خود را در جایگاه قرار دهید
ات:(رو به میرن و هه یو )بریم
میرن و هه یو: بریم
(اونجا دوتا بالکن هست برای تماشاچی ها مسابقه)
همه رفتن توی بالکن شماره ی ۱و۲ ، ات دستشو گذاشت روی میله بالکن و با دقت به ماشین ها نگاه میکرد(هه یو کنار ات ایستاده) که چشمش به ماشینی میفته
ات:(رو به میرن) بنظرت یکم ماشین آشنا نیست
میرن:اوهوم
که مایک هم میاد کنار میرن وایمیسته
مایک:چی شده
ات:راننده اون ماشین اسمش چیه(با انگشت به ماشین اشاره کرد)
مایک:فکر کنم jk بود
ات و میرن:(همزمان)چی!
ات:امکان نداره (شک)
ات برگشت سمت مخالف و چنگی از عصبانیت به موهاش زد که چشمش به بالکن شماره ۱ افتاد که اعضا رو دید
ات: شت اینا اینجا چیکار میکنن
که میرن برمیگرده سمت مخالف که اعضا رو میبینه میره تو شک
که همون موقع یکی از دستیار های مایک دم گوش مایک به چیزی میگه که چشماش کمی گرد میشه
همه راننده ها سوار ماشین شون میشن
اپرا:شمارش معکوس شروع میشه موتور ها روشن
مایک:ات اینبار سو هو دیگه خیلی زیاده روی کرده
اپرا: ۱
ات:اینبار چیکار کرده
مایک:سو هو به زیر دستاش دستور داده که ترمز یکی از ماشین های تازه وارد ها رو ببره
اپرا:۲
ات:کی !
مایک:همون jk
ات:چی ... نه ... نه ... نه (ترس)
که اعضا داد زدن( فایتینگ)
که چشم ات با ترس به ماشین جونگ کوک افتاد
اپرا:۳ ... حرکت
و ماشین ها با شتاب از خط شروع رد شدن
ات داد میزنه رو به مربی که اعضا برمیگردم سمت صدا و با تعجب به فردی که داد میزنی خیره میشن
ات:همین الان مسابقه رو متوقف کنید(نگران و داد)
مربی:چی(داد)
ات: مسابقه رو متوقف کنید (داد)
مربی:نمیشه مسابقه رو متوقف کنیم(داد)
ات: یکی از ماشین ها مشکل داره (داد)
مربی: متاسفانه نمیشه(داد)
نامجون:تو اینجا چیکار میکنی (داد و عصبی)
و جیمین هم فقط به هه یو با عصبانیت نگاه میکنه که کنار ات وایستاده(😏)
ات که شکه شده بودو نمیدونست باید چیکار کنه یا چی بگه به نفس عمیق میکشه که به فکری به ذهنش میرسه
ات: میرن براتون تعریف میکنه ... مایک سویچت رو بده
دستشو جلوی مایک دراز میکنه
مایک:حتی فکرشم نکن ... حتما دیونه شدی ... اون دیگه از اون ماشین زنده بیرون نمیاد (عصبی)
ادمین:بنظرتون کسی می تونه از اون مسابقه جون سالم به در ببره؟
ادامه دارد
لایک۷
کامنت۱۳
دوستون دارم 😘
(خیلی معذرت میخوام ویسگونم هنگ کرد بود الان ویسگونم بالا اومد و پارت قبلی شرط نرسید اما این پارت باید شرط برسه تا پارت جدید رو بزارم پس لطفاً حمایت کنید 💗)
۵ مین بعد
اپرا:تا پنج دقیقه دیگه مسابقه شروع خواهد شد پس راننده ها ماشین خود را در جایگاه قرار دهید
ات:(رو به میرن و هه یو )بریم
میرن و هه یو: بریم
(اونجا دوتا بالکن هست برای تماشاچی ها مسابقه)
همه رفتن توی بالکن شماره ی ۱و۲ ، ات دستشو گذاشت روی میله بالکن و با دقت به ماشین ها نگاه میکرد(هه یو کنار ات ایستاده) که چشمش به ماشینی میفته
ات:(رو به میرن) بنظرت یکم ماشین آشنا نیست
میرن:اوهوم
که مایک هم میاد کنار میرن وایمیسته
مایک:چی شده
ات:راننده اون ماشین اسمش چیه(با انگشت به ماشین اشاره کرد)
مایک:فکر کنم jk بود
ات و میرن:(همزمان)چی!
ات:امکان نداره (شک)
ات برگشت سمت مخالف و چنگی از عصبانیت به موهاش زد که چشمش به بالکن شماره ۱ افتاد که اعضا رو دید
ات: شت اینا اینجا چیکار میکنن
که میرن برمیگرده سمت مخالف که اعضا رو میبینه میره تو شک
که همون موقع یکی از دستیار های مایک دم گوش مایک به چیزی میگه که چشماش کمی گرد میشه
همه راننده ها سوار ماشین شون میشن
اپرا:شمارش معکوس شروع میشه موتور ها روشن
مایک:ات اینبار سو هو دیگه خیلی زیاده روی کرده
اپرا: ۱
ات:اینبار چیکار کرده
مایک:سو هو به زیر دستاش دستور داده که ترمز یکی از ماشین های تازه وارد ها رو ببره
اپرا:۲
ات:کی !
مایک:همون jk
ات:چی ... نه ... نه ... نه (ترس)
که اعضا داد زدن( فایتینگ)
که چشم ات با ترس به ماشین جونگ کوک افتاد
اپرا:۳ ... حرکت
و ماشین ها با شتاب از خط شروع رد شدن
ات داد میزنه رو به مربی که اعضا برمیگردم سمت صدا و با تعجب به فردی که داد میزنی خیره میشن
ات:همین الان مسابقه رو متوقف کنید(نگران و داد)
مربی:چی(داد)
ات: مسابقه رو متوقف کنید (داد)
مربی:نمیشه مسابقه رو متوقف کنیم(داد)
ات: یکی از ماشین ها مشکل داره (داد)
مربی: متاسفانه نمیشه(داد)
نامجون:تو اینجا چیکار میکنی (داد و عصبی)
و جیمین هم فقط به هه یو با عصبانیت نگاه میکنه که کنار ات وایستاده(😏)
ات که شکه شده بودو نمیدونست باید چیکار کنه یا چی بگه به نفس عمیق میکشه که به فکری به ذهنش میرسه
ات: میرن براتون تعریف میکنه ... مایک سویچت رو بده
دستشو جلوی مایک دراز میکنه
مایک:حتی فکرشم نکن ... حتما دیونه شدی ... اون دیگه از اون ماشین زنده بیرون نمیاد (عصبی)
ادمین:بنظرتون کسی می تونه از اون مسابقه جون سالم به در ببره؟
ادامه دارد
لایک۷
کامنت۱۳
دوستون دارم 😘
- ۴۱
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط