{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:36

part:36

کوک: حالا فقط میشه همراهیم کنید
نامجون:کار دیگه ای می تونیم بکنیم
کوک:نه
کوک:خب پس امشب ساعت ۹همه باهم میریم
اعضا:اوکی

ویو دانشگاه:

ات:(رو به میرن) می تونی امشب بیای مسابقه ی منو ببینی
میرن:آره ... اما لطفاً هر کاری میکنی مراقب خودت باش
ات:باشه(کلافه)

ساعت ۲۲:۰۰ مکان مسابقه
(مکان مسابقه جاده کوهی دو لاین)
هه یو:خوش اومدین دخترا(رو به ات و میرن)

(هه یو یکی از راننده های مسابقه است و از ات خوشش میاد)

مایک:سلام دخترا ... اوو میبینمتو هم اومدی ... از این ورا خانوم خیلی وقت بود نیومده بودی اینجا(رو به میرن)
میرن:(خنده)

(نکته: مایک مکانیک اونجاست و دوست صمیمی هه یو و از میرن خوشش میاد)

مایک:خب باید بدونی که قبل از مسابقه ی تو یه مسابقه ی دیگه هم هست (رو به ات)
ات: اوکی
مایک:خب پس برید بالکن دوم و مسابقه رو تماشا کنید
ات:باشه
مایک:پس می‌بینمتون
(رفت)

ادامه دارد
بنظرتون چه اتفاقاتی قرار بیفته
۷لایک
۱۳کامنت
دیدگاه ها (۰)

رمان داره به قسمت های حساسش میرسه پس حمایت هارو بیشتر کنید💖

part:35ویو فردا کمپانی:اعضا بعد ۳ساعت انجام دنس خسته شدن و م...

آت :بریم دیگه نمیتونمبادیگار :قربان بیاید استراحت کنیم بعدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط