{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانم،

می‌دانم،
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می‌شوند!
اما شمار ِ آنهایی که عاشق می‌مانند،
از انگشتانِ دستم بیشتر نیست....
دیدگاه ها (۶)

ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻨﺪ ... ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ... ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺤﺒﺖ...

بار آخر ، من ورق را با دلم بر می زنم. بار دیگرحکم کن، اما ن...

اگر چه رند و خراب و گدای خانه بدوشم ... گدایی در عشقت به سل...

ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ،..............................

بیچش این سیم ها در دور انگشتان تودلبری کردن همیشه کار انسانه...

بچه ها می دانم صدا خیلی عالی نیست

دستانت را که می‌گیرم می‌دانم ناب‌تر از تو دست‌های تو دستی نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط