{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر چه رند و خراب و گدای خانه بدوشم ...

اگر چه رند و خراب و گدای خانه بدوشم ...
گدایی در عشقت به سلطنت نفروشم ............
اگر چه چهره به پشت هزار پرده بپوشی ...............
تویی که چشمه نوشی من از تو چشم نپوشم ...................
......شهریار ......
دیدگاه ها (۱۸)

می‌دانم، تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می‌شوند! اما شمار...

ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻨﺪ ... ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ... ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺤﺒﺖ...

ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ،..............................

خدایا... خط و نشان دوزخت را برایم نکش...جهنم تر از دنیایت سر...

پارت هفتمپشت در، کسی منتظرم بودآرینا حتی نفس هم نمی‌کشید.دو ...

Part4

پارت ۲۷ساسکه دراز کشید روی تخت، بدنش کمی از فشار به تشک فنری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط