{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونم.صورتمم قرمزشده.سرم داغ شد،انگارآتیش گرفته بود.به ک

میدونم.صورتمم قرمزشده.سرم داغ شد،انگارآتیش گرفته بود.به کناری هلش دادموسمت پسراشروع کردم دویدن.یکی ازپسراپشتش به من بود.همینطورکه سرعتم زیادبود،با دوتا پام پریدمومحکم زدم پشت کمرش، پرت شدسمت پسرتپلی که کنارش ایستاده بود،دوتاشون پرت شدن زمین.امامن به لطف باشگاه رفتنوازبچگی دعواکردن ،میدونم چطورخودموبگیرم تابااین حرکت نیوفتم زمین.دوتادستاموروزمین تکیه گاه کردموبا یه ملق بلندشدم.توجه دوتای دیگشون جلبم شدونیششونوبستنوسمتم حمله کردن.دختراهم که فکرکنم دوستای آزاده بودن باجیغ فرارکردن .مشتموگره کردموتانزدیک شدنشون بهم، بادادزدم تودماغ یکیشون،دادی زدودماغشوکه ترکیده بودگرفتوزانوزدزمین.یکی دیگشون.باپنجه بوکسی که تودستش دیدم،توصورتم کوبید.که ابروی سمت چپموشکافت وجریان خون رو روی چشمم چکه میکرداحساس کردم مثل همیشه وقتی خشم ،تمومه وجودمومیگرفت.هچ دردی رواحساس نمیکرم.صدای جیغ آزاده رو شنیدم که صدام کرد:
-داداش آدرین؟
پسرتپله ازپشت دستشوحلقه کرددورگردنم،کسی که پنجه بوکس داشت سمتم حمله کردوگفت:
-یوسف همینطورنگهش دارتادهنشوآسفالت کنم.
وقتی نزدیکم شدوگاردگرفت تابزنه باتکیه دادن به همون یوسف نام دوپاموبلند کردمومحکم کوبیدم تخت سینه ی طرف که پرت شدزمین .وقتی پاهام زمین رولمس کرد،باپشت سرکوبیدم توصورت طرف ،بادادعقب رفت که آزادشدم دویدم سمت کسی که پنجه بوکس داشت وروی زمین افتاده بود،یقشوگرفتمومشتموگره کردم که بزنم توصورتش،که اول باصدای بمی که ازخشم،خش دارشده بود ،گفتم:
-من دهنتوالان صاف میکنم وکسی که خواهرمو اذیت کرده به... گا.....میدم.بی نا..مو..س.
ومشتام بودن که روصورتش پشت سرهم پیاده میشد.همشون رو زمین افتاده بودنوبه خودشون میپیچیدن.یهوصدای آژیرماشین پلیس و سروصدای جمعیتی که جمع شده بودن منوبه خودم آورد.نه این اصلا خوب نبود.
دیدگاه ها (۰)

چنل اصلی@azimhexfgbj

پارت14#جلوپارک که رسیدم، رفتم تقریبا وسط خیابون ایستادم.فقط ...

شکه برگشتمونگاه لباسم کردم،اشک توچشمام جمع شد.وای لباسم خراب...

♥️🇮🇷♥️

اسمر نودل و سوسیس🍜لایک و فالو فراموش نشههه زیبا 🎀✨

♨️سخنگوی سپاه: دشمن خودش می‌داند ایران به دنبال سلاح هسته‌ای...

عشق من پارس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط