{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک درختی زرد درپاییزم

تک درختی زرد درپاییزم
که با هر پیچش بادی
شود برگی جدا از من
که رفته رفته از من
بجز چند شاخه ی
خواب آلوده و لرزان
وبغضی تلخ که در جانم فرو رفته
در این سرما
دگر چیزی نمی ماند
دیدگاه ها (۱)

به دنبالخاطراتی لابلای برگها می گردمیه جائی پشت رویای مسیر ک...

شب پاییزی تون زیبا

پروردگاری که برای میلیاردها و میلیاردها برگ درخت، هر کدام مس...

Between Sleep and Breath

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

این بانو فیک نویسه لطفا حمایت شه✨💝بخشی از معرفیش:دنیا تصور م...

پارت ۸: سایه‌یِ مرگماه داشت به پایان می‌رسید و هوایِ خانه از...

پارت ۷۵

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط