ماهتیره
ماه_تیره🌑
Part: 92
یعنی خودش اجازه داد دستمو بیرون بکشم
چون وقتی اون کارو باهام انجام داد حتی نمیتونستم انگشتامو تکون بدم
+خاک عالممم چکار میکنییی؟
_هنوز نمیدونی چکار میکنم؟
چجوری فرار کنم؟ بهونه ای نداشتم
بااینکه دستامو ول کرده بود اما حتی نمیتونستم یه قدم بیام جلو
خیلی نزدیک بود
+من....
_خب..؟
+من... من دست شویی دارم
نیشخندی زد
_هومم
دستشو از دورم برداشت و به عقب رفت
از زندانش بیرون اومدم و به سمت دست شویی رفتم
_بدون من؟
هنننننن؟ مرتیکه چی میگی فقط همین مونده بشـ/اشم دهـ/نت
البته که جرئت نداشتم بلند بگم
+چیز....
_برو
داخل شدم و درحال فکر بودم که چطوری فرار کنم
از اون طرف ماجرای یوچان عذابم میداد
هیچ چیزی به ذهنم نرسید
و تصمیم گرفتم سریع بیام بیرون به سمت در بدوئم
¹. ². ³
درو با شتاب باز کردم و به سمت در فرار کردم
اما تا درو اتاقو باز کردم با دختره منشیه چشم تو چشم شدم
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
Part: 92
یعنی خودش اجازه داد دستمو بیرون بکشم
چون وقتی اون کارو باهام انجام داد حتی نمیتونستم انگشتامو تکون بدم
+خاک عالممم چکار میکنییی؟
_هنوز نمیدونی چکار میکنم؟
چجوری فرار کنم؟ بهونه ای نداشتم
بااینکه دستامو ول کرده بود اما حتی نمیتونستم یه قدم بیام جلو
خیلی نزدیک بود
+من....
_خب..؟
+من... من دست شویی دارم
نیشخندی زد
_هومم
دستشو از دورم برداشت و به عقب رفت
از زندانش بیرون اومدم و به سمت دست شویی رفتم
_بدون من؟
هنننننن؟ مرتیکه چی میگی فقط همین مونده بشـ/اشم دهـ/نت
البته که جرئت نداشتم بلند بگم
+چیز....
_برو
داخل شدم و درحال فکر بودم که چطوری فرار کنم
از اون طرف ماجرای یوچان عذابم میداد
هیچ چیزی به ذهنم نرسید
و تصمیم گرفتم سریع بیام بیرون به سمت در بدوئم
¹. ². ³
درو با شتاب باز کردم و به سمت در فرار کردم
اما تا درو اتاقو باز کردم با دختره منشیه چشم تو چشم شدم
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
- ۹۵
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط