{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می ڪند
بهش گفتم چی شده تو ڪه روزی صد تا رو غسل میڪنی!!!
روی بازوی جوان رو نشونم داد
〇نوشتہ بود
برام گریه ڪڹ غســـــال...
... مآدر...... ندارم ↯↯↯↯↯

فقط بانازبشور..............بدون نازکش قدکشیدم

#Mahdi
دیدگاه ها (۱۶)

تــــــــــــــو را به جـــــــــان آنکـــــــه دلـــــت را ...

↶ﯾِﻬــــﻮ ﻋَـــــﺼَﺒـﯽ ﻣـــﯿﺸـَم↷ ↶ ﯾِ...

نمــــــــــــــی آیی؟؟؟ نیــــــــــــــا!!امـــــــــــا.....

...

پارت ۲: نگرانی آلفا🍥هوا تاریک شده بود. ابرهای سنگینی روی دهک...

The most beautiful*part 2*...وقتی کسی رو از دست میدی که فکر ...

پلیس در آستانه مافیا پارت 31 پیراهنش رو درآورد داد به من ویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط