من چشم میگذارم تو برو
من چشم میگذارم تو برو
از همان کودکی این بود قصه من
من چشم میگذارم تو برو
تو برو تا نبینم تنهاییم
صدایی تپش های دلم
اسوده برو چشمهایم بسته است
هر چیزی خواستی بردارو برو
قول دهم تا دور نشوی باز نکنم
ان نگاهم را ب در دوخت نکنم
کمی ارامتر برو صدای پاهایت می اید
صدای نوازش قلبم می اید
چ کردی با دلم کمی ارام برو
دلم را پس بده ارام برو
نگاهم را نفهمیدی ک عاشقم
عشق بازی میکردم اهای با توام
برو خوش باش برو
نمیخوام ببینی چشمانم برو
از همان کودکی این بود قصه من
من چشم میگذارم تو برو
تو برو تا نبینم تنهاییم
صدایی تپش های دلم
اسوده برو چشمهایم بسته است
هر چیزی خواستی بردارو برو
قول دهم تا دور نشوی باز نکنم
ان نگاهم را ب در دوخت نکنم
کمی ارامتر برو صدای پاهایت می اید
صدای نوازش قلبم می اید
چ کردی با دلم کمی ارام برو
دلم را پس بده ارام برو
نگاهم را نفهمیدی ک عاشقم
عشق بازی میکردم اهای با توام
برو خوش باش برو
نمیخوام ببینی چشمانم برو
- ۳.۰k
- ۲۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط