مقدمه

مقدمه
اسم فی
خواهر ، اما
برادر :ایزانا ،مایکی ، شینچیرو
رفتگان :پدر و مادر

حیوان:یه بچه گربه سفید اسمش هم ناجی

اخلاق :پایه ،شجاع ،‌ پرو ، حاضر جواب مهربون مخصوصا با گربه ها

تنفرات :مادر ،کلم بروکلی ،پسرای بی ادب و منحرف ،دخترای ناز نازی پرو

علایق :مایکی و ایزانا و گنگش ،گربش ،کارش ،بستنی و دُراکی

واینکه داستان دو بخش داره یه بخش ماره ۵سالگیشه بخش دوم هم ماره ۱۵ساله گیشه وگنگ هم ماره ۱۵ساله گیش است

خلاصه ،فی موقعی که بچه بو مادرش ایزانا رو فرستاد پرورش گاه و فی و امارو فرستاد خونه ی پدر بزرگشون اَما فی ازاون موقع از مادرش متنفر شد وقتی که رسید .......

شیپ :باجی
عکس بالاهم ماره فی
دیدگاه ها (۳)

نظرتو روهم توی لینک ناشناس بنویسید https://nazarbazi.timefri...

سیاه و سفید پارت اول واقعاً از مادرم متنفرم چرا من واما رو ر...

میخوام سناریو بنویسم بنظر تو ن بنویسم

@lostt00 بچه ها لینک آپارات تو این پیج هست برید بگاییدشون آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط