{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نگه کردم به چشمانت،

تا نگه کردم به چشمانت،
نمیدانم چه شد

تا که دیدم روی خندانت،
نمیدانم چه شد


عشق بود آیا جنون هرگز
ندانستم چه بود

تا سپردم دل به دستانت،
نمیدانم چه شد...
دیدگاه ها (۶)

قرآن به سر گرفتم و گفتم : سلام عشق! یعنی به جز حریم تو بر من...

گفتم به هیچ کس دل خود را نمیدهم اما دلم برای همان هیچ کس گرف...

قشنگ ترین لذت زندگی:⬅بهت بگن بیا بریم کربلا...⬅وسط بین الحر...

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن.....

...

شاعرم ڪردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم تلخ را شیرین سرودم، ز...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part41

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط