{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنار هردختری که رد می شد

از کنار هردختری که رد می شد
یک تنه ی جانانه می زد و لذت می برد...
یک آن دیدم مقابل من است
نفسم حبس شد
چادرم را کشیدم جلوتر و سر جایم ایستادم
ببخشیدی گفت و خودش را کشید کنار...
حالا دیگر چادرم را خیلی بیشتر دوست دارم...

#چادرم
#حقیقت
دیدگاه ها (۳)

با چادر سیاهم وقتی در خیابان ها،میان این عروسکهای رنگی راه م...

✔دخترانه مرد زندگی خودت باش؛اگر متأهل نیستی متعهد باش ...!➖م...

★چادر من!★میراث خون دلهای خیمه نشینان ظهر عاشوراست★چادر من!★...

آهای مردی کهمیگویی چادر نپوشبا رنگ سیاهش دلت میگیرداین را بد...

همخونه اجباری... پارت ۱۴۸«ویو جئون جونگ‌کوک»از لحظه‌ای که ات...

من یا او؟!³

پارت ۶۸۷ با نور شديدي که توی چشمام میخورد خواب آلود و به زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط