{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق کاری

عشق کاری

پارت 1

مادربزرگ: سون هی دختر گلم پاشو صبحانه درست کردم

سون هی: فقط ۵ دقیقه وایسا مادربزرگ، خیلی خوابم میاد


مادربزرگ:آخه سون هی جانم الان ساعت ۸:۰۰ صبحه خیلی دیره پاشو دیگه

سون هی: مادربزرگ آخه کی گفته که ساعت ۸:۰۰ صبح خیلی دیره؟
هنوز حتی پرنده ها هم بیدار نشدن

مادربزرگ:🤔😑

سون هی: بلاخره از جام پا شدم چون میدونستم اگه پا نشم مادربزرگ همش بهم گیر میده
رفتم پایین صبحانه بخورم دیدم یون سوک داره با یه پسره چت می‌کنه که معلوم نیست کیه گوشیو ازش گرفتم گفتم تا ۳ روز دیگه بهت گوشی رو نمی‌دم

یون سوک:مگه من بچه ام؟


سون هی:نه نیستی ولی من خواهرتم وقتی میبینم کار اشتباهی می‌کنی باید راهنماییت کنم

خلاصه هر چی تمنا کرد که گوشیشو بهش بدو بهش ندادم

صبحانه رو خوردم از مادربزرگ تشکر کردم و رفتم طبقه ی بالا لباس هامو پوشیدم و موهامو ساده بستم

مادربزرگ:دخترم کجا میری؟

سون هی:میرم دنبال کار بگردم

مادربزرگ:نیاز نیست تو کار کنی خودم کار میکنم پول در میارم

سون هی:مادربزرگ اینجوری که نمیشه تو خسته ای من از این به بعد پول و خرج و مخارج رو میدم
تازه هنوز پول اون قسط هایی که گرفتی رو ندادی
تا ۳ ماه دیگه باید همشو پرداخت کنی(گریه،ناراحت)


از خونه رفتم بیرون و در رو محکم بستم

BTS#
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۲)

عشق کاریپارت2سون هی:رفتم بانک تاریخ پرداخت قسط ها رو به بد د...

🧡🍁خب گایز توی کامنتا بهم بگید روزی چند پارت بزارم که دوست دا...

نام:«عشق کاری»

نام:«عشق کاری»معرفی شخصیت ها:سون هی: یه دختر 20 ساله کیوت جذ...

وو سوک چه کیوت گفت تو رو رد کرده؟🫴🏻🤣یعنی من اگه هه یون نبود ...

پارت بیست و سوم - قاتل عاشق من

پارت ۱ (تندر عشق)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط