{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دوستی ام سوخت دل خویش به صد داغ *

از دوستی ام سوخت دل خویش به صد داغ *
بیگانه نکرد آنچه دل خویش به من کرد*
دیدگاه ها (۴)

گمان مبرکه فراموش کردمت هیهات*ز پیشم ار چه برفتی، نرفتی از ی...

به جر حضور تو....هیچ چیز این جهان بیکرانه را جدی نگرفتم........

1000 بار دیگر هم که از شانه ای به شانه دیگر بغلطی، این شب صب...

گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم * حیف وصدحیف که دور از...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

اینکه از زهر جفا جای به بستر داردطشتی از خون دل خویش برابر د...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط