{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نه

پارت نه
ادامه ی فیلم رو دیدید چند روز گذشت و جونگ کوک میخواست بره بیرون
جونگ کوک: عشقم من میخوام برم بیرون
تو: باشه
جونگ کوک: من رفتم
جونگ کوک رفت و یه چند ساعتی گذشت و یک دفعه ای یه دستمال اومد جلو دهنت و بی هوش شدی
تو: وای چه قدر سرم درد میکنه چرا اینجام
کارن: بیدار شدی پرنسس
تو: عه تو
کارن: اره منم
تو:
ادامع در پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

تو: خیلی احمقی کارن: چرا تو: چون جونگ کوک پارت میکنه کارن: ...

پارت هشتجونگ کوک: ساعت هشت اماده باش یه مهمونی همه ی مافیا ...

تو: جونگ کوک میخوام یه چیزی بهت بگم جونگ کوک: جانم بگو تو:...

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط