شب تولدم
شب تولدم
پارت 54
فصل دوم
پارت 25
ات: کجا
جونگ کوک: بخواب عشقم برمیگردیم
ات: دلم درد میکنه
جونگ کوک: خوب میشه
رفتم پیش بقیه
تهیونگ: داداش جلو لباستو ببند
جیمین اون چرا اونجوریه
جونگ کوک: هیس خوابه نمیخوام جلو لباسمو ببندم گرمه
کلی: خوش گذشت
تهیونگ: معلومه که خوش گذشته بهشون گردنشو ببین (خنده)
جونگ کوک: جزش نبود ات گازم گرفت
تهیونگ: خوب کرد دختر وحشی خودمه
جونگ کوک: بیا بیا برو خونه گرفتم اونجا بریم
ات: جونگ کوک.. بزارم زمین
جونگ کوک: بیدار شدی پرنسسم
ات: اره اع تهیونگ سلام
تهیونگ: خوبی خوش گذشت
ات: نه جونگ کوک بزارم زمین
جونگ کوک: میتونی راه بری خب
ات: اره میتونم
اتو گذاشتم پایین همش میشست دلشو میگرفت
ات: لباستو ببند کوک اخخخ
جونگ کوک: گرمه
ات: باشه اخخ دلم
جیمین: ات اگه خیلی درد داری بریم دکتر
ات: نه لازم نیست فقط تهیونگ میشه کمکم کنی راه برم
تهیونگ: اره عزیزم بیا
ات: مرسی
جونگ کوک: خب من که بغلت کرده بودم
ات: لازم نکرده
جونگ کوک: چته ات
ات: هیچی شاید هوا گرمه رفتارم تغییر میکنه عاییی
جونگ کوک: ات الان واقعا داری واسه این میگی
ات: جونگ کوک برو برو حوصله ندارم
جونگ کوک: خب باشه ببخشید ییا بستم دکمه هامو
ات: خودت خری؟؟ جونگ کوک نمیبینی این ساحل پر دختره
جیمین: خب جونگ کوک که دیگه برا تو
ات: نخیرم اخخخ من برا اونم اون میتونه بره منو بدبخت کنه
پارت 54
فصل دوم
پارت 25
ات: کجا
جونگ کوک: بخواب عشقم برمیگردیم
ات: دلم درد میکنه
جونگ کوک: خوب میشه
رفتم پیش بقیه
تهیونگ: داداش جلو لباستو ببند
جیمین اون چرا اونجوریه
جونگ کوک: هیس خوابه نمیخوام جلو لباسمو ببندم گرمه
کلی: خوش گذشت
تهیونگ: معلومه که خوش گذشته بهشون گردنشو ببین (خنده)
جونگ کوک: جزش نبود ات گازم گرفت
تهیونگ: خوب کرد دختر وحشی خودمه
جونگ کوک: بیا بیا برو خونه گرفتم اونجا بریم
ات: جونگ کوک.. بزارم زمین
جونگ کوک: بیدار شدی پرنسسم
ات: اره اع تهیونگ سلام
تهیونگ: خوبی خوش گذشت
ات: نه جونگ کوک بزارم زمین
جونگ کوک: میتونی راه بری خب
ات: اره میتونم
اتو گذاشتم پایین همش میشست دلشو میگرفت
ات: لباستو ببند کوک اخخخ
جونگ کوک: گرمه
ات: باشه اخخ دلم
جیمین: ات اگه خیلی درد داری بریم دکتر
ات: نه لازم نیست فقط تهیونگ میشه کمکم کنی راه برم
تهیونگ: اره عزیزم بیا
ات: مرسی
جونگ کوک: خب من که بغلت کرده بودم
ات: لازم نکرده
جونگ کوک: چته ات
ات: هیچی شاید هوا گرمه رفتارم تغییر میکنه عاییی
جونگ کوک: ات الان واقعا داری واسه این میگی
ات: جونگ کوک برو برو حوصله ندارم
جونگ کوک: خب باشه ببخشید ییا بستم دکمه هامو
ات: خودت خری؟؟ جونگ کوک نمیبینی این ساحل پر دختره
جیمین: خب جونگ کوک که دیگه برا تو
ات: نخیرم اخخخ من برا اونم اون میتونه بره منو بدبخت کنه
- ۶۶۵
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط