{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طناب را به گردنم انداختند،گفتند: آخرين آرزويت چيست؟

طناب را به گردنم انداختند،گفتند: آخرين آرزويت چيست؟
گفتم ديدار يار.......!
گفتند:خسته است تا صبح طناب بافته........
دیدگاه ها (۸)

اگر دل بستي محکم نبند،او مي رود و تو مي ماني و يک گره ي کور....

راهي که از اقيانوس رد مي شه....زيباست.

هيچ کس ديگر تو نمي شود....حتي خودت.......!

تنهايي حس بدي نيست،وقتي طمع تلخ بيهوده دوست داشتن را چشيده ب...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

بچه ها خبر بد

🔴 هرجا ذكر اباعبدالله گفته شود، کربلاست...▪️ آقای هادی امینی...

📣رزم حضور مبعوثین السلام علیک یا قتیل المذاکرات 🥀دانی چیست م...

📣رزم حضور مبعوثین السلام علیک یا قتیل المذاکرات 🥀دانی چیست م...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط