{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه آن جا به ما خوش گذشت

نه آن جا به ما خوش گذشت...
نه این جا...
اسم در به دری ها را سفر گذاشته اند...
با چمدانی سنگین از آرزوها
در آوارگی ها پیر می‌شویم !
از غربتی
به غربتی دیگر رفتن سفر نیست...
حرکت ناگزیر باد است
از شهری به شهری دیگر...
دیدگاه ها (۲)

پنجشنبه های بی دلبرپنج بار "شــنبه " استحتی کمی بی حوصله تر....

خیال روی تو در هر طـــریق همره ماست نسیــم موی تو پیوند جان ...

به سینه تا نفسی هست ؛بی ‌قرارِ توأم ...!

مـنـم و عـطـر تو .... که .... پخش شده توی ت...

شعله بی امان

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط