{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول مافیای جذاب من :

پارت اول مافیای جذاب من :
+ ات
+وای چقدر امروز دیرم شده
مامان ات:کجا بیا اینجا صبحانه بخور
+مامان دیرم شده
(پرش به محل کار )
+سلام رییس ببخشید دیر اومدم
٫موردی نداره این یه دفعه قابل پذیرش هست
+ممنونم
٫خب پروژه ها رو بررسی کردی ؟
+بله بنظرم میتونیم باهاشون معامله کنیم
٫اوم ایده خوبیه
(ات دستیار شخصی رییس یه شرکت خیلی بزرگه )
(تق تق تق )
+یا خدا صدای چیه ؟
٫نمیدونم
بادیگارد :رییس تیراندازی شده سریعا خارج شین
٫بدو ات زود باش بیا
+ولی رییس این قرار داد ها خیلی مهمن
٫میگم بیا بریم حواسم به اونا هست
+چشم
(داشتن فرار میکردن که کسی که داشت شلیک میکرد رو دیدن و بادیگارد رو با تیر زدن و همه ی آدمای اون یارو این دو تا رو محاصره کردن)
٫میدونستم تویی ولی نمیزارم به چیزی که میخوای برسی
-حالا میبینیم(پوزخند)
+ببخشید رییس ولی این همون آدمی که میگفتین خیلی اشغاله نیست ؟
٫همونه
+آهان
-واو این دختره کیه ؟
٫به تو چه
-جواب درست بده می‌دونی که تیر دست منه بادیگاردت هم که کشتم
٫دستیار شخصیمه
-خب بیا معامله کنیم در ازای اینکه کاری به پروژه هات نداشته باشم بهم این دخترو میدی ؟
٫یعنی بفروشم ؟؟ ایشون یه آدمه از یه خانواده با سطح بالا من هرگز در قبال پول اینکارو نمیکنم
-عه واقعا ؟ خب نظر خودت چیه خانوم کوچولو
+من با کسی که آدم می‌کشه حرف نمی‌زنم
رییس من میترسم میشه زودتر زنگ بزنین یه بادیگارد
-دست به جیبت نزن
.....
دیدگاه ها (۵)

پارت دوم مافیای جذاب من :-( با دست به افرداش میگه اسلحه ها ر...

یااااا دویست تایی شدیم مرسی ازتون بچه ها امیدوارم انفالو نکن...

توضیحات فیک مافیای جذاب من :خب دوستان این یه فیک درمورد تهیو...

یکم آرامش بگیریم 😌😌

تکپارتی یونگیشوگا: گوش کنشوگا: مادرم... همینجوری مُردات: ها؟...

# سناریو وقتی عضو هشتمی و تهیونگ میزنه تو باسنت ( ای خدا) ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط