{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاب دار پارت

(نقاب دار) پارت ۱۰

قبل شروع الان ایزوکو قرار بیاد و دقیقا شبیه عکس سناریو عه با تفاوت اینکه وروی گردنش یه کریستال سبز و اینکه ایزوکو تنها کسیه که هر لباسی دلش بخواد بپوشه و لباس قهرمانی ایزوکو دقیقا همین شکلیه ولی جنسش فرق داره

خب دیگه بریم سراغ داستان

*فردا صبح*

(داستان از زبون باکوگو)

بیدار شدم اماده شدم و از همیشه زود تر رفتم کلاس خب به هر حال قرار دکو رو ببینم دوست دارم بدونم این نفله چش بود که نمیومد البته خب تقصیر خودم بد خب دیگه رسیدم و رفتم نشستم چهارم همینجوری یکی یکی میومدن که اون گوش خرگوشی هم اومد بلخره . میزش دقیقا کنار منه پشتمم‌ کسی نمیشینه احتمالا دکو قرار اونجا بشینه خب به هر حال نمیدونم چرا انقدر این گوش خرگوشی میگه ازش دور شو دوست دارم بدونم

(داستان از زبون نویسنده)

باکوگو : هی گوش خرگوشی داداشت کو

ایمیکو : میاد و میبینیش ولی بازم میگم سعی کن ازش دور شی اگه نزدیکش بشی میکشتت

باکوگو : من بمیرم چه حرف خنده داری اونم توست دکو

ایمیکو : اون دیگه اونی که تو میشناختیش نیست

باکوگو : داری چی.....

*ایزاوا اومد*

ایزاوا : همه دهناتون رو ببندید

*همه ساکت شدن*

امروز دانش اموز جدید داریم ولی خب خیلی حواستون باشه اذیتش نکنید میتونم بگم یه حیولاست میتونه به راحتی هر کسی رو شکست بده به نفع خودتونه که اذیتش نکنید

*ایزاوا رفت و در کلاس رو باز کرد*

ایزاوا : بیا داخل

*ایزوکو اروم اروم وارد شد و روبه بچه ها وایساد*

ایزوکو : (با یه لحن سرد) سلام من ایزوکو میدوریا هستم کوسه ی من قدرت کلمات میتونم با گفتن کوسه ای که میخوام تا هر وقت که بخوام ازش استفاده کنم ولی خب نمیتونم به کسی کوسه ای بدم یا نمیتونم یا کوسم چیزی خلق کنم مگه اینکه با کوسم قدرت خلق کردن رو درخواست کنم و اینکه و دو تا کوسه ی دیگه هم دارم یکی مربوط به این کریستال سبز رو گردنم (به شکل لوزی که انگار ازش ریشه های درخت زده بیرون و یسری جاهای کردن ایزوکو ریشه انداخته) با این میتونم انواع عناصر رو کنترل کنم بیشترین تسلتم روی باد و گیاه ولی از همشون میتونم به خوبی استفاده کنم ولی نه اونقدر و خب اون یکی کوسم اسمش چشم شیطان باهاش میتونم دیگران رو کنترل کنم و وادار کنم کاری که نمی خوان رو انجام بدن مثل کشتن یکی خود کشی و کلی چیز دیگه و اینکه میتونم خون اون رو کنترل کنم جریان خونش رو کند یا تند کنم با این قدرت میتونم احیا سازی قبل مرگ کامل رو انجام بدم خب دیگه اینم از معرفی من سوالی دارید ؟

اشیدو : خیلی کوسه هات خفنن ولی خب چرا نقاب می زاری ؟ و اینکه یکم ترسناک

ایزوکو : یک صورتم بشدت زخمی و اینکه اگه نقاب نزارم یک خیلی ترسناک دیده میشم چون الکی نیست که اسم کوسم چشم شیطان واقعا رو پیشونیم یه مشکی با قرنیه ی قرمز دارم و با زخمام ترسناک تر هم میشه و خب اگه نقاب نزارم و اون چشم کسی رو ببینه میتونه اون نفر رو وادار به خود کشی کنه سوال دیگه

کیریشیما : میگم اون کریستال اذیتت نمیکنه و اینکه ریشه انداخت رو گلوت تفست به هم نمی‌ریزه ؟

ایزوکو : نه اون کریستال میتونه قدرت جمع کنه و اصلا تنفسم به هم نمی‌ریزد بلکه بهتر هم میشه کریستالی که رو ی گلوی منه بیشتر از همه قدرت طبیعت یا همون گیاه رو داره در نتیجه تنفسم بهتر هم میشه

اسویی : پس کاملا چشم شیطان و کریستالت مخالف همن درست ؟

ایزوکو : اره

اوچاکو : یه سوال اون کریستال ربطی به کوسه ی کم یاب الف نداره

ایزوکو : چرا دقیقا این کریستال الف

اوچاکو : پس گوش هات هم باید شبیه یک الف باشه پس چرا عادیه

ایزوکو : من میتونم پنهانش کنم و به شکل یک گوش عادی درش بیارم

کامیناری : چرا روز آزمون ورودی نیومدی و الان ازت یک آزمون جدا گرفتن

ایزوکو : به نفعت دخالت نکنی و خفه بشی فهمیدی

کامیناری : چرا اینجوری حرف میزنی

ایزاوا : کامیناری خفه شو

کامیناری : اما

ایزاوا : حتی خود مدرسه هم نمیدونه و طبق حرف های خود ایزوکو بهتر کسی ندونه . خب ایزوکو برا اونجا بشین

ادامه پارت بعد🌙✨️
فرادا مای هیرو میادددددددددددددد لیلیلیلیییییییی عررررررر😭💖✨️✨️✨️
دیدگاه ها (۹)

(نقاب دار) ادامه پارت ۱۰ایزوکو : باشه*ایزوکو رفت و پشت باکوگ...

بچها ببخشید یهو ای شد اتفاقی افتاده من چند وقتی نیستم مثلا ۱...

(نقاب دار) پارت ۹ایمیکو : هی صبر کن باکوگو باکوگو : چته نفله...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۱ باکوگو : ببخشید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط