{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاب دار ادامه پارت

(نقاب دار) ادامه پارت ۱۰

ایزوکو : باشه

*ایزوکو رفت و پشت باکوگو نشست باکوگو با تعجب و کلی علامت سوال و کمی ترس برگشت به ایزوکو نگاه کرد*

ایزوکو : (خیلی اروم جوری که فقط کوسش فعال بشه ولی کسی نشنوه) ذهن خوانی ، انتقال پیام ذهنی

(تو ذهناشون‌)

باکوگو : یعنی این دوتا کوسه رو از کجا اورده چرا نقاب گذاشته یعنی پشت نقاب این عوضی دکو چه شکلی شده و اینکه چرا آزمون نیومد و نمی خواد کسی بدون دوست دارم بدونم ولی نمیشه که یهو بتونه ذهنمو بخونه و جواب بده

ایزوکو : چرا میتونم نکنه یادت رفته حر قدرتی که بخوام رو میتونم داشته باشم یا مغزت رو ازدست دادی

باکوگو : الان چطوری داری ذهنم رو میخونی و جوابم رو میدی

ایزوکو : اول برگرد و جوری رفتار کن که انقار داری به درس گوش میدی فهمیدی

باکوگو : خفه شو بهم دستور نده چیکار کنم

ایزوکو : اگه نمیخوایی همین الان اینجا بکشتم دهنتو رو ببند و به حرف من عمل کن اگه گوش ندی با قدرتم وادارت میکنم فهمیدی

ادامه پارت بعد 🌙 ✨️
راستشو بخوایید تو یه پارت جا نمیشد تقسیم کردم به دو بخش 😁
دیدگاه ها (۳۳)

(نقاب دار) پارت ۱۰قبل شروع الان ایزوکو قرار بیاد و دقیقا شبی...

بچها ببخشید یهو ای شد اتفاقی افتاده من چند وقتی نیستم مثلا ۱...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۴ایزوکو : هیی چرا به رو خودت نمیاری...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۳*ایزوکو دستش اروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط