عشق یا نفرت
عشق یا نفرت
پارت 3
اومدم نزدیک کوک هلش دادم بهش گفتم
+اما اما
×اما چی بدو
+نمیتونم پاهام آسیب دیده
×خوب به درک ب..
از دید جونگکوک
خداروشکر که مدیر اومد وگرنه معلوم نبود چه بلایی قرار سرک بیاد
+آقا مدیر میشه درو باز کنید
آقا.م این چه وقت اومدن
+ببخشید آخرین بارمونه
آقا.م این باز میکنم ولی بار اخرتون باشه
همه باهم به جز تهیونگ
÷+*چشم
از دید نویسنده
همه داشتن میرفتن سر کلاسشون که تهیونگ پاشو کشید زیر جونگکوک جونگکوکم افتاد
+آخ
😂😂×
*پاشو جونگکوک خوبی؟😟
+اره خوبم مرسی
همه رفتن سر کلاساشون جیمین و جونگکوک باهم یونگی و تهیونگ هم باهم
یونگی که مثل سرکلاش خواب بود تهیونگ که اصلا به درس گوگل نمیداد ار اون طرف که جیمین و جونگکوک به درس اهمیت میداد و همیشه به درس گوش میدادن
از دید تهیونگ
داشتم با خودم نقشه میکشیدم گفتم برم از یونگی بپرسم
×یونگی یونگی
÷یاا چیشد من کجام
×اسکل سر کلاسیم
هی بنظرت چجوری جونگکوک رو اذیت کنم
÷اوف به من چه
×تو کخ همیشه همینجوری...
هی بنظرت وقتی که زنگ ورزش رسید دورو تو رخکتن روش قفل کنم
÷یااا همین خوبه
×اوکی
زنگ تفریح
20دقیق بعد (تو زنگ تفریح اتفاقی نیفتاده)
از دید جونگکوک
+وایی جیمینی این زنگ زنگ ورزشه
*خب
+استاد میخواد نمره بده نمره برآی پایان تحصیلی
*اووو چقدر زود..ورزش دیگه چیزی نداره نگران نباش
+باشه
داشتم میرفتم سمت رخکتن که تهیونگ رو دیدم داشتم پشت سرم میومد برا همین سرعت پامو زیاد کردم
از دید تهیونگ
خوب خوب وقتش رسید نقشه رو عملی کنم
×هی جونگکوک وایسا کارت دارم
+چیکار داری
×خا تو وایسا
از دید جونگکوک
سریع رفتم تو رخکتن و درو بستم
از دید تهیونگ
اون چه خنگی هست خودش افتاد تو تله نمیدونه قراره چه بلایی سرش بیاد 😈حالا منم درو از پشت میبندم فقط میخوام ببینم چیکار میکنه
از دید جونگکوک
لباسمو عوض کردم هیچ صدایی از تهیونگ نمیومد پس درو میخواستم باز کنم
+اوا در چرا باز نمیشه
کمک کسی نیست حالم داره بد میشه (جونگکوک فوبیای جای بسته رو داره تهیونگ میدونست برای همین خواست اذیتش کنه)
از دید تهیونگ
چند مدتی اونجا بودم دیگه صدای جونگکوک نمیومد نگران شدم اما برای چی رفتم درو باز کردم که دیدم......
بیا پایین
یچیز خوبی هست بیااا
خمارییی
چجوری هر دفعه گول میخورین😂
شرط
کامنت؛10
لایک؛20
برین حال کنید
پارت 3
اومدم نزدیک کوک هلش دادم بهش گفتم
+اما اما
×اما چی بدو
+نمیتونم پاهام آسیب دیده
×خوب به درک ب..
از دید جونگکوک
خداروشکر که مدیر اومد وگرنه معلوم نبود چه بلایی قرار سرک بیاد
+آقا مدیر میشه درو باز کنید
آقا.م این چه وقت اومدن
+ببخشید آخرین بارمونه
آقا.م این باز میکنم ولی بار اخرتون باشه
همه باهم به جز تهیونگ
÷+*چشم
از دید نویسنده
همه داشتن میرفتن سر کلاسشون که تهیونگ پاشو کشید زیر جونگکوک جونگکوکم افتاد
+آخ
😂😂×
*پاشو جونگکوک خوبی؟😟
+اره خوبم مرسی
همه رفتن سر کلاساشون جیمین و جونگکوک باهم یونگی و تهیونگ هم باهم
یونگی که مثل سرکلاش خواب بود تهیونگ که اصلا به درس گوگل نمیداد ار اون طرف که جیمین و جونگکوک به درس اهمیت میداد و همیشه به درس گوش میدادن
از دید تهیونگ
داشتم با خودم نقشه میکشیدم گفتم برم از یونگی بپرسم
×یونگی یونگی
÷یاا چیشد من کجام
×اسکل سر کلاسیم
هی بنظرت چجوری جونگکوک رو اذیت کنم
÷اوف به من چه
×تو کخ همیشه همینجوری...
هی بنظرت وقتی که زنگ ورزش رسید دورو تو رخکتن روش قفل کنم
÷یااا همین خوبه
×اوکی
زنگ تفریح
20دقیق بعد (تو زنگ تفریح اتفاقی نیفتاده)
از دید جونگکوک
+وایی جیمینی این زنگ زنگ ورزشه
*خب
+استاد میخواد نمره بده نمره برآی پایان تحصیلی
*اووو چقدر زود..ورزش دیگه چیزی نداره نگران نباش
+باشه
داشتم میرفتم سمت رخکتن که تهیونگ رو دیدم داشتم پشت سرم میومد برا همین سرعت پامو زیاد کردم
از دید تهیونگ
خوب خوب وقتش رسید نقشه رو عملی کنم
×هی جونگکوک وایسا کارت دارم
+چیکار داری
×خا تو وایسا
از دید جونگکوک
سریع رفتم تو رخکتن و درو بستم
از دید تهیونگ
اون چه خنگی هست خودش افتاد تو تله نمیدونه قراره چه بلایی سرش بیاد 😈حالا منم درو از پشت میبندم فقط میخوام ببینم چیکار میکنه
از دید جونگکوک
لباسمو عوض کردم هیچ صدایی از تهیونگ نمیومد پس درو میخواستم باز کنم
+اوا در چرا باز نمیشه
کمک کسی نیست حالم داره بد میشه (جونگکوک فوبیای جای بسته رو داره تهیونگ میدونست برای همین خواست اذیتش کنه)
از دید تهیونگ
چند مدتی اونجا بودم دیگه صدای جونگکوک نمیومد نگران شدم اما برای چی رفتم درو باز کردم که دیدم......
بیا پایین
یچیز خوبی هست بیااا
خمارییی
چجوری هر دفعه گول میخورین😂
شرط
کامنت؛10
لایک؛20
برین حال کنید
- ۶۴
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط