{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P4🐣






نامجون=بیاین{قهوه ها و گذاشت رو میز و خودشم نشست رو مبل}
جونگکوک=هیونگ این روزا خیلی لاغر شدیا
نامجون=اره دارم وزن کم میکنم
-زیاد به خودت سخت نگیر تو همینطوری هم عالی هستی
نامجون=مرسی
جونگکوک=بقیه قرار نیست بیان؟
ساعت هشت و نیم شد
نامجون=الاناست که برسن دیگه
-عه زنگ دره حتما اعضان{بلند میشه میره درو باز میکنه}
تهیونگ=سلاممم
جیمین=سلاممم
-عه شما باهم اومدین؟
جیمین=اره قرار گذاشته بودیم
نامجون=سلام خوش اومدین
تهیونگ=مرسی هیونگ
جونگکوک=سلام بیاین تو اونجا وای نستین
جیمین=جین و جیهوپ نیومدن؟؟؟؟
-نه هنوز
نامجون=الان اونا هم میرسن شما قهوه میخورین؟
نامجون=نه هیونگ
تهیونگ=منم میل ندارم مرسی
نامجون=باشه{میشینه}
-وایسا من زنگ بزنم به جین ببینم کجا موند
جیمین=نمیخواد زنگ دره حتما خودشونن
تهیونگ=من باز میکنم{میره و درو باز میکنه}
جین و جیهوپ=سلام ما اومدیم
نامجون=خوش اومدین
-سلام
جونگکوک=سلام
جیمین=سلام
تهیونگ=سلام
جین=دیر که نکردیم
نامجون=چرا اتفاقا خیلی دیر اومدین بیاین سر میز تا غذا سرد نشده
جیهوپ=عه باشه باشه اومدیم







بعد از صبحانه//







-نامجون من دیگه باید برم
جین=کجا بودی
-باید برم دنبال خواهرم
نامجون=آهان باشه برو...میگم چیزه میخوای بعد از اینکه برش داشتی بیا اینجا
-ببینم اگه حالش خوب بود باشه
تهیونگ=مگه چیزی شده که حالش بد باشه
-خیلی رو درسش حساسه دیشب نخونده بود زیاد میترسم امتحانشو بد داده باشه و ناراحت باشه
جونگکوک=هیونگ خواهرت برعکس خودته
جیهوپ=اره واقعا
-خوب من دیگه میرم میترسم دیر بشه خداحافظ
اعضا=خداحافظ






[پرش به دم در مدرسه]






یونگی«تو ماشین نشسته بودم و منتظر میا بودم و داشتم تو گوشیم می‌چرخیدم که باز شدن در ماشین منو به خودم آورد





&سلامممم
-سلام عزیزم چطوری؟
&مرسی خوبم شما چطورین
-منم خوبم امتحانت چطور بود
&خوب بود راحت بود فکر کنم نمره ی کامل رو بگیرم
-عه خداروشکر دیدی ارزششو نداشت خودتو ناراحت کنی
&اره حق با شما بود
-{حرکت میکنه} میا
&جانم
-میخوای بریم خونه ی نامجون؟
&چرا
-همنیطوری نامجون گفت ترو بردارم ببرم
&اگه شما میخواین برین،برین اما من خیلی خستم نمی‌خوام
-اگه تو نمیخوای پس باشه
&مرسی
-چرا خسته ای؟
&زنگ آخر ورزش داشتیم
- آهان باشه الان میریم خونه یه دوش آب گرم میگیری خستگیت در میره فردام که تعطیله
&اره واقعا خیلی خوشحالم
-{خنده}
&کمپانی میری؟
-نه
&خوبه
-خوب عزیزم پیاده شو رسیدیم
& باشه مرسی



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴۷)

P5🐣-میا گرسنه نیستی؟&نه زیاد تو مدرسه یه چیزای خوردم-چی خورد...

P6🐣&{خنده}-{در میزنه} نامجون=کیه؟{درو باز میکنه}-یه جوری میگ...

P3🐣یونگی«بعد از اینکه میا رو رسوندم مدرسه مستقیم رفتم خونه ی...

P2🐣-آخ خیلی بهتر شد دستت درد نکنه&خواهش میکنم{تو بغلش دراز م...

هیونگ این چه کرمی بود اخه #بی_تی_اس #نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط