{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم نشستم بعد چند ثانیه نشده اهنگ پخش شد و نامجون با یه

رفتم نشستم بعد چند ثانیه نشده اهنگ پخش شد و نامجون با یه دسته گل و حلقه جلوم زانو زد و گفت اجازه میدی ترو خوشبخت ترین زن جهان کنم گریم گرفت نمیدونستم چی بگم ولی خوشحال بودم و با اشک شوق ا.ت: ن نامجون خیلی دوست دارم معلومه که بهت اجازه میدم ( با گریه)
نامجون بدون هیچ حرفی حلقه رو کرد دستم و پریدم بغلش
نامجون: دوست دارم(با بغض)
ا.ت:منم دوست دارم
ا.ت: یاااا حالا هم گریه نکن منم گریم میگیره هان
نامجون: هر چی شما بگین
دیدگاه ها (۴)

شب عروسینامجون: ا‌.ت در اتاق و باز کنا.ت: نه تو منو جر میدین...

ا.ت ویوزنگ زدم به زهرا پوف خدا زهرا: سلوما.ت: سلام خوبی زهرا...

مدل مو بافت ا.ت با لباس بیرونیش

بعد از چند ساعت بیدار شدم ساعت و نگاه کردم اوه خیلی خوابیدم ...

سناریو بی تی اس

وقتی وکیل اکست شدی..

سناریو واکاسا پارت ۴(فکر کنم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط