{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#معلم_مافیا_من

#معلم_مافیا_من
#پارت 16

ویو تهیونگ

الان دو روزه جونگکوک رو ندیدم از وقتی جیمین میمونه پیش یونگی هیونگ خبری ازش ندارم امروز باید برم ب///ار حوصله ندارم یونگی هم پیش جیمینه اماده شدم استایل دخترکش زدم
و سوار ماشین شدم

ویو داخل ماشین

& دختره اومد گفت من فنم منم گفتم منم جعفر هرچی بخای برات میخرم چون خر///م خر//م

(حال کنید آهنگ ایرانی گوش میده به دل نگیرید فیکه)

ویو جونگکوک‌

امروز باید میرفتم بار شیفتم بود دو روزه از رفیق خن//گولم خبر ندارم لباس های مخصوص رو پوشیدم رفتم پشت پیشتخوان در ب///ار باز شد که از تعجب خشکم زد اونن کسی نبود جز کیم تهیونگ همونی که پیش آقا معلم بود

&سلام(لبخند)

٪سلام بفرماید چی میل دارید؟ (جدی)

&یه خرگوش میخاستم (شیطنت)

٪خرگوش؟ اینجا خرگوش نداریم که؟ (تعجب نگاه به اطراف)

&چرا داریم الان داره باهام حرف میزنه دلم میخاد یه لقمه چپش کنم (نیشخند)

(جونگکوک با فهمیدن منظور تهیونگ از خجا///لت سر//خ شد سرش انداخت پایین)
٪میخواد از خجالت آب بشم (خجالت)

&اب بشی هم خودم میخ///ورمت (اغو///اگرانه)

٪ آقایی کیممم (خجالت)

&آقای کیم فد//ات شه بی//بی بوی

(توجه اینا وقتی بود که جیمین دو روز بود که رفته بود خونه یونگی الان نزدیک پنچ روزه جیمین پیش یونگیه).......


چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
دیدگاه ها (۱)

#معلم_مافیا_من #معلم_مافیا_من 17&یه خرگوش میخاستم (شیطنت)٪خر...

#معلم_مافیا_من #پارت 15ویو جیمینخسته شدم از بس نشستم بلند شد...

#معلم_مافیا_من #پارت 8ویو یونگیبلند شدم رفتم حم//وم و یه دوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط